
تبیین فلسفه تولید علم و ضرورت مدیریت دانش؛از چالشهای مدیریت «علم الهامی» تا ضرورت گذار از الگوهای غربی به سوی تولید دانش بومی
معاون پژوهش مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، با تحلیل ماهیت علم و نسبت آن با مدیریت و برنامهریزی، گفت: اگرچه علم از منظر بسیاری از فلاسفه امری الهامی و اعطایی است، اما فراهم آوردن مقدمات و زمینههای معرفتی برای دستیابی به آن، کاملاً قابل مدیریت و مهندسی است.
به گزارش خبرگزاری روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجتالاسلام قاسم ابراهیمیپور، معاون پژوهش مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، در نشست علمی جریانها و رویکردهای کلان به چرخه تولید دانش با طرح این پرسش که آیا علم، منطق و سازوکاری برای مدیریت دارد یا خیر، اظهار کرد: حتی کسانی که معتقدند علم امری الهامی و اعطایی است ــ نظیر اکثر فلاسفه مسلمان که علم را به صورت الهام و اعطا میدانند ــ بر این باورند که مقدمات سازنده برای خلاقیت و دستیابی به آن الهام، قابل بحث و برنامهریزی است.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی مانند کشف علمی ارشمیدس در حمام یا کشف جاذبه توسط نیوتن، تأکید کرد که علم اگرچه فراتر از پروژههای مهندسی است، اما تا سطحی معین، میتوان آن را با فراهم کردن زمینههای معرفتی و غیرمعرفتی، مدیریت و برنامهریزی کرد.
عضو هیئت علمی این مؤسسه با اشاره به استراتژی غرب در مدیریت دانش گفت: غرب با استفاده از تکنولوژی، هوش مصنوعی و شبکههای ارتباطی، تولید علم در سراسر جهان را رصد و مدیریت میکند تا به نفع خود جهتدهی نماید؛ این امر که «دانش سایبر» نامیده میشود، نوعی مدیریت پیشرفته است.
وی افزود: برخلاف دوران گذشته که غرب از نیروی کار ما برای صنعت استفاده میکرد و سپس محصول میفروخت، امروزه با کنترل سطح مدیریت دانش، دانشمندان ما را نیز در چرخه تولید علم خود قرار داده است تا تولیدات علمی ما نیز در خدمت منافع آنها باشد؛ به طوری که دانشمندان ما در بسیاری از موارد، تبدیل به ابزارهای اجرایی در سیستمهای رتبهبندی و نشریات خارجی غرب شدهاند.
حجتالاسلام ابراهیمیپور در ادامه با بررسی تحولات سیستم دانشگاهی جهان، پنج نسل دانشگاهها را تشریح کرد و گفت: دانشگاهها از نسل اول (آموزشمحور) به نسل دوم (آموزش و پژوهشمحور) و سپس نسل سوم (آموزش، پژوهش و کارآفرینی) گذار کردند. نسل چهارم بر صنعت و محیط زیست و نسل پنجم بر ابعاد اخلاق، فرهنگ، معنویت و محیط زیست تمرکز یافتهاند.
وی تأکید کرد که هرچند تولید علم در این نسلها ثابت است، اما باید با اقتضائات اخلاقی و فرهنگی نیز همسو شود.
معاون پژوهش مؤسسه امام خمینی (ره) با تأکید بر ضرورت ارائه یک الگوی بومی، اظهار داشت: ما نباید خود را در قالب پنج نسل دانشگاهی غربی محدود کنیم، چرا که نهاد علم در حوزه علمیه ایران، مانند نهادهای سنتی در سایر نقاط جهان، سابقهای بسیار طولانیتر از دانشگاههای مدرن دارد.
وی با اشاره به اینکه وی مدل پنج مرحلهای اختصاصی خود را برای تحلیل چالشهای نهادهای حوزوی (از عصر شیخ مفید تا دوران معاصر) ترسیم کرده است، گفت: هدف ما ارائه یک بحث بومی است، نه بازتعریف چرخه تولید دانش بر اساس نظریات غربی نظیر نظریه «پارادایم» تامس کن، یا دیدگاههای پستمدرن مانند فوکو و بوردیو که حتی در قائل شدن به چرخه تولید علم با تردید روبرو هستند.
وی در تبیین نقطه آغاز علم، با استناد به حکمت اسلامی گفت: علم از «مسئله» آغاز میشود. مسئله میتواند اجتماعی (مانند فقر، طلاق، اعتیاد و تورم) یا علمی (مانند مباحث مبانی و روششناسی) باشد.
وی افزود: گاهی یک پژوهشگر از یک مسئله اجتماعی به یک مسئله علمی میرسد؛ برای مثال، مطالعه پدیده طلاق در ایران ممکن است پژوهشگر را به چالش در مورد کارآمدی روشهای «کمی» و پیشنهاد یک روش «کیفی» برساند.
حجتالاسلام ابراهیمیپور با نقل یک حکایت تاریخی از مرحوم امیر جهانگیرخان قشقایی، بر اهمیت «مسئلهیابی» و «پرسشگری» تأکید کرد و گفت: اگر فردی صرفاً به دنبال تجربه باشد، مسئلهای نمیبیند، اما اگر ذهن پرسشگر و خلاق داشته باشد، از مشاهده یک پدیده ساده به لایههای عمیقتر و شناخت آفریدگار میرسد.
وی تصریح کرد: مسئلهیابی یک هنر است و نظام آموزشی باید فرهنگ پرسشگری را در دانشجو نهادینه کند.
وی در پایان با انتقاد از برخی دیدگاهها که مسئلهیابی را صرفاً وظیفه استاد میدانند، تأکید کرد: دانشجو باید با مسئله «انس» بگیرد و با آن زندگی کند.
وی با اشاره به مفهوم «نشاط علمی» و ذکر نمونههایی از عالمان بزرگ همچون علامه امینی که در میانه گرما و سختی، غرق در مطالعه بودند، گفت: اگر تولید علم به سطح «زندگی با مسئله» و برخورداری از نشاط علمی نرسد، علم واقعی تولید نخواهد شد.
انتهای پیام