
کمالگرایی مبتنی بر منابع اسلامی یک گرایش فطری و سالم است، نه اختلال شخصیتی
پژوهشگر و درمانگر روانشناسی با ارائه نتایج یک رساله دکتری در حوزه روانشناسی اسلامی تأکید کرد: برخلاف رویکرد رایج روانشناسی غربی که کمالگرایی را پدیدهای آسیبزا و پاتولوژیک میداند، کمالگرایی مبتنی بر منابع اسلامی یک گرایش فطری، عقلگرایانه، توحیدی و پویاست که در صورت اختلال در مؤلفهها، به شکل افراطی و آسیبزا بروز مییابد.
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، الهام ضرابیها، پژوهشگر و درمانگر روانشناسی در نشست «معرفی جریانهای روانشناسی اسلامی: پیشنشست همایش قرآن و روانشناسی» که در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، به تشریح مدل مفهومی و پروتکل مداخلهای «کمالگرایی مبتنی بر منابع اسلامی» پرداخت و نتایج یک پژوهش عمیق نظری ـ تجربی را ارائه کرد.
وی با اشاره به اینکه یکی از مؤلفههای محوری کمالگرایی در این مدل «عقلگرایی» است، گفت: عقلگرایی در دو سطح بررسی شد؛ عقل ناظر به شناخت و عقل ناظر به مهارگری و تعادل. در سطح شناختی، انسان برای طلب کمال صحیح نیازمند شناخت درست از کمال است؛ کمالی که متناسب با استعدادها، ابعاد وجودی انسان (جسمی، روانی، اخلاقی و اجتماعی)، اولویتها و منابع حمایتی باشد
ضرابیها افزود: در سطح مهارگری، کمالگرایی حرکتی متعادل و بهدور از افراط و تفریط است. بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی، «حنیف» به معنای حرکت متعادل است. هدفمندی، برنامهریزی، عزم، تصمیمگیری صحیح، و دوری از تنبلی و اهمالکاری از الزامات کمالگرایی دینی به شمار میآیند.
این پژوهشگر با اشاره به مؤلفه «توحیدگرایی» اظهار کرد: در متون دینی، خداوند کامل مطلق و منبع همه کمالات معرفی شده است. انسان به کمالخواهی دعوت میشود و در عین حال وعده جبران نقصها نیز به او داده شده است. توحیدگرایی به انسان میآموزد رویدادهای زندگی را با معنایی متفاوت و الهی تفسیر کند؛ مسئلهای که در تنظیم کمالگرایی نقش کلیدی دارد.
وی «نیت الهی» را زیرمجموعه توحیدگرایی دانست و افزود: حرکت بهسوی کمال باید با استعانت از خداوند و با هدف رضایت الهی صورت گیرد.
ضرابیها با استناد به آیه « يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ » تصریح کرد: کمالگرایی حرکتی دائمی، تدریجی، سخت و اشتدادی است. یکی از آسیبهای کمالگرایی افراطی، نادیده گرفتن همین مراتب و تدریجی بودن رشد انسان است.
وی در ادامه «درک نقص خویش»، «عدم غفلت از یاد خدا» و «بهرهمندی از اسوه و الگو» را از زمینههای اساسی تحقق کمالگرایی سالم دانست و افزود: کمالگرایی دارای دو بعد فردی و بینفردی است.
این درمانگر روانشناسی با تأکید بر تمایز نگاه اسلامی و غربی به کمالگرایی گفت: برخلاف دیدگاه رایج روانشناسی که کمالگرایی را یک ویژگی شخصیتی و اغلب بیمارگونه تلقی میکند، یافتههای این پژوهش نشان میدهد کمالگرایی مبتنی بر منابع اسلامی یک گرایش فطری به تعالی و بیزاری از نقص است که در چارچوب عقلگرایی، توحیدگرایی و پویایی معنا پیدا میکند.
وی افزود: در این پژوهش، دو مدل مفهومی ارائه شد؛ یک مدل دوبعدی و سپس یک مدل سهبعدی که در آن «فطرت» مبنا، مؤلفهها جهتدار بهسوی کمال، زمینهها تسهیلگر، و ابعاد فردی و بینفردی مشخص شدهاند.
ضرابیها با اشاره به پیشینه دوساله پژوهش درباره فطرت گفت: فطرت ساخت ویژه و الهی انسان است که کمالشناسی و کمالخواهی در آن نهاده شده است. انسان موجودی دوبعدی (مادی و غیرمادی) است که از طبیعت بهعنوان واسطهای برای رسیدن به کمال مطلق استفاده میکند.
وی با اشاره به آثار آیتالله شاهآبادی بهویژه کتاب «رشحات البحار» اظهار کرد: نگاه ایشان به فطرت، علاوه بر عمق فلسفی و دینی، از لطافت روانشناختی بالایی برخوردار است. ایشان «حنیف» را رویگردانی از نگاه استقلالی به طبیعت و استفاده ابزاری از آن برای نیل به کمال میدانند.
این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود به آسیبشناسی کمالگرایی پرداخت و گفت: آسیبها در دو سطح فردی و بینفردی بررسی شدند و در کمالگرایی افراطی، اختلال در مؤلفههایی مانند تعالیگرایی، نقصگریزی، عقلگرایی و توحیدگرایی به پیامدهایی چون ناسپاسی، ناشکیبایی، ناامیدی، پرخاشگری، مجادلهگری، خودناآگاهی، شرم افراطی، احساس گناه بیمارگونه و درگیری ذهنی مداوم با نقصها منجر میشود.
وی افزود: بر اساس این آسیبشناسی، مداخلات شناختی، هیجانی و رفتاری در قالب آموزش و مهارتافزایی طراحی شد و امکانسنجی این پروتکل در حوزه رضایت زناشویی مورد بررسی قرار گرفت.
/انتهای خبر
اعضاي پورتال فقط در صورت فراموش نمودن نام کاربري و رمز عبور ميتوانند به اين صفحه مراجعه نمایید. برای مشاهده شماره تلفن های ارتباطی بخش های مختلف اینجا کلیک نمایید...