متن‌پژوهی به‌تنهایی برای توسعه روانشناسی اسلامی کفایت نمی‌کند

متن‌پژوهی به‌تنهایی برای توسعه روانشناسی اسلامی کفایت نمی‌کند


عضو هیئت علمی پژوهشگاه بین‌المللی جامعه‌المصطفی(ص) با تأکید بر جایگاه مهم متن‌پژوهی در روانشناسی اسلامی گفت: هرچند متون دینی نقش بنیادین در شناخت «دنیای درون انسان» دارند، اما روانشناسی اسلامی نباید به متن‌پژوهی تقلیل یابد و لازم است از تجربه هدایت‌شده و روش‌های مکمل نیز بهره ببرد.

به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجت‌الاسلام محمدصادق شجاعی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه بین‌المللی جامعه‌المصطفی(ص) در نشست «معرفی جریان‌های روانشناسی اسلامی: پیش‌نشست همایش قرآن و روانشناسی» که در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، با اشاره به پیشینه عمیق متن‌پژوهی در سنت علوم اسلامی اظهار کرد: متن‌پژوهی یکی از ریشه‌دارترین روش‌ها در حوزه‌های علمیه است و دانش‌هایی مانند تفسیر، کلام، عرفان و بخش مهمی از علوم انسانی اسلامی، محصول همین سنت علمی‌اند. در دهه‌های اخیر نیز با طرح بحث روانشناسی اسلامی، متن‌پژوهی به‌عنوان یکی از رویکردهای اصلی در این عرصه مطرح شده است.

شجاعی افزود: یک تلقی، نگاه نشانه‌شناختی است که هر مجموعه منسجم از نشانه‌ها را متن می‌داند؛ اما تلقی دوم، نگاه زبان‌شناختی است که متن را زنجیره‌ای از گزاره‌های زبانی مرتبط می‌داند. آنچه در روانشناسی اسلامی محل بحث ماست، عمدتاً همین معنای دوم از متن است.

وی با تشریح جایگاه‌های مختلف متن در پژوهش علمی گفت: متن می‌تواند موضوع پژوهش، داده پژوهشی، ابزار تولید معنا، واسطه معرفت علمی و یا محصول نهایی پژوهش باشد. در روانشناسی اسلامی، غالباً متن به‌عنوان منبع داده و ابزار کشف معنا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این عضو هیئت علمی جامعه‌المصطفی(ص) با اشاره به تنوع متون دینی تصریح کرد: متون دینی یک‌دست نیستند؛ برخی متون «پیشینی» هستند که پیش از کنش انسانی، ویژگی‌ها و ساختارهای روانی انسان را گزارش می‌کنند و برخی متون «پسینی»اند که بازتاب رفتارها و کنش‌های انسانی‌اند. توجه به این تمایز، در متن‌پژوهی روانشناسی اسلامی بسیار ضروری است.

شجاعی با تأکید بر تعریف قلمرو روانشناسی اسلامی اظهار کرد: موضوع روانشناسی اسلامی «دنیای درون انسان» است؛ یعنی مجموعه فرایندها، نیازها، حالات، ساختارها و تحولات روانی انسان. هر راهی که ما را به شناخت این دنیای درون برساند، می‌تواند در قلمرو روانشناسی اسلامی قرار گیرد، به شرط آنکه مجوز آن از سوی دین داده شده باشد.

وی افزود: نباید روانشناسی اسلامی را با فقه یکسان دانست. فقه تنها یک مسیر برای دستیابی به حکم خدا دارد و آن متن وحی است؛ اما روانشناسی اسلامی که به دنبال توضیح و تبیین دنیای درون انسان است، می‌تواند از مسیرهای متنوع‌تری مانند تجربه، مشاهده و روش‌های علمی نیز بهره ببرد، البته در چارچوب مجاز شرعی.

عضو هیئت علمی جامعه‌المصطفی(ص) با طرح دیدگاه‌های مختلف درباره نقش تجربه در روانشناسی اسلامی گفت: یک دیدگاه، تجربه را فاقد نقش مستقل می‌داند و آن را صرفاً مصرف‌کننده یافته‌های متنی تلقی می‌کند؛ دیدگاه دوم، تجربه را در مقام داوری و راستی‌آزمایی یافته‌های متنی می‌پذیرد؛ اما دیدگاه سوم ـ که مورد تأکید من است ـ تجربه را در کنار متن و متن‌پژوهی، به‌عنوان منبع گردآوری داده‌های مربوط به دنیای درون انسان می‌پذیرد.

وی تأکید کرد: تجربه در روانشناسی اسلامی باید «هدایت‌شده» باشد؛ یعنی اصل استفاده از آن و حدودش باید مورد تأیید دین قرار گیرد. اسلامی‌بودن این رویکرد نیز در این است که انسان و پدیده‌های روانی او، در چارچوب یک جهان‌بینی الهی و توحیدی مطالعه می‌شوند.

شجاعی با انتقاد از انتظار افراطی از متون دینی گفت: این تصور که تمام مفاهیم، فرایندها و پدیده‌های روانشناختی باید مستقیماً از آیات و روایات استخراج شود، نه واقع‌بینانه است و نه با هدف متون دینی سازگار. متون اسلامی کتاب تشریع‌اند، نه جایگزین کامل کتاب تکوین.

وی در پایان خاطرنشان کرد: یکی از ریشه‌های اختلاف‌نظر در این حوزه، ابهام در «چیستی روانشناسی اسلامی» و فقدان وفاق نسبی میان صاحب‌نظران است. تا زمانی که موضوع و قلمرو روانشناسی اسلامی به‌روشنی تبیین نشود و روش‌های متن‌پژوهی متناسب با این علم توسعه نیابد، نمی‌توان انتظار پیشرفت جدی و منسجم در این حوزه داشت.

 

/انتهای خبر