
میدان نبرد امروز از خطوط مقدم به عرصه ذهنها و ارادهها منتقل شده است/ تلفات جنگ جمعیتی از کل شهدای دفاع مقدس فراتر رفت
رئیس کارگروه مسائل اجتماعی بخش حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه جنگهای نوین با گسترش فناوری در قالب نبردهای ترکیبی و شناختی به ۳۰ عرصه تخصصی توسعه یافته است، گفت: شکست یا پیروزی در نبردهای مدرن الزاماً در میدانهای سخت نظامی رقم نمیخورد.
به گزارش روابطعمومی مؤسسه امام خمینی ره؛ دکتر فتح شهبازی، رئیس کارگروه مسائل اجتماعی بخش حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی، در موکب قرارگاه مصباح الهدی به تبیین تخصصی ابعاد راهبردی «نبرد شناختی؛ از میدان نبرد تا میدان ذهن جامعه و مسئولین» پرداخت.
وی اظهار داشت: در ادوار گذشته تاریخی، منازعات کشورها برای تسخیر اراضی و تفوق بر جبهه مقابل به یک یا دو حوزه نظامی محدود میشد، اما امروز ساختار منازعات جهانی به برکت بسط شتابان فناوری دگرگون شده است. امروزه جنگهای مدرن حداقل در ۳۰ عرصه مختلف جریان دارد و هر طرفی که بتواند در تمامی این ۳۰ حوزه به هماوردی و آفند مؤثر دست بزند، پیروز قطعی صحنه خواهد بود؛ بنابراین سرنوشت پیروزیها لزوماً در میدان سختافزاری نبرد نظامی رقم نمیخورد.
رئیس کارگروه مسائل اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی به تقدم ساخت «ذهنیت» بر «عینیت» اشاره کرد و افزود: با سیطره رسانههای جمعی مدرن، مدیریت ادراک و تصویرسازی ذهنی بهمراتب تعیینکنندهتر از واقعیتهای عینی موجود در جامعه شده است. مصادیق متعددی برای این شکاف عمیق میان واقعیت و احساس ذهنی وجود دارد؛ از جمله در مقوله عفاف و حجاب و جراحیهای زیبایی، دادههای آماری نشان میدهد که نزدیک به ۷۰ درصد بانوانی که تن به جراحیهای زیبایی میسپارند، در طیف ظاهری متوسط به بالا و زیبا قرار دارند، اما از حیث ذهنیت و ادراک درونی، خود را نازیبا میپندارند. در این معادله، عینیت خارجی دلالت بر زیبایی دارد، ولی ذهنیت مهندسیشده حس نازیبایی را تحمیل کرده است.
وی به وارونهسازی دستاوردهای ملی در اذهان عمومی پرداخت و بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران حداقل در ۱۰ فناوری نوظهور و پیشرفته رتبه نخست غرب آسیا را در اختیار دارد، اما دستگاه رسانهای دشمن اجازه شکلگیری این ادراک را به نسل جوان نمیدهد. به عنوان نمونه، بزرگترین مجتمعهای تجاری و تفریحی منطقه و جهان نظیر «ایرانمال» و «مشهدمال» در کشورمان بنا شده است، اما افکار عمومی با شنیدن این عناوین بیدرنگ به یاد دبی میافتد. در حوزه ورزش نیز کاروان جمهوری اسلامی ایران در واپسین دوره بازیهای المپیک به کسب ۳۳ مدال نائل آمد، در حالی که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر عربستان سعودی با کارنامهای خالی و صفر مدال بازگشتند، اما ذهنیت جوانان به دلیل تبلیغات پرزرقوبرق و پروژههای نمایشی چون انتقال ستارههای فوتبال، آن کشورها را پیشرفته تلقی میکند. این رویکرد به مثابه آن است که شهری آرمانی ساخته شود، اما ساکنان آن تحت تأثیر القائات رسانهای احساس زیستن در فضایی نامناسب داشته باشند.
شهبازی در ادامه تصریح کرد: در مسئله زیرساختهای شهری، خطوط متروی ما از حیث وسعت و کارآمدی رتبههای ممتاز منطقهای و جهانی را داراست، اما به دلیل فقدان یا ضعف پیوستهای رسانهای منسجم، حس ملموس پیشرفت در بطن جامعه نهادینه نشده است. دقیقاً مشابه خانوادهای که در مسکنی بسیار وسیع سکونت دارد، اما به سبب چشموهمچشمی و مقایسه نادرست با بناهای مجللتر، خانه خویش را محقّر میانگارد. همین تله شناختی در مفهوم «احساس آزادی» نیز بروز یافته است؛ چنانکه بسیاری از مدعیان فقدان آزادی، در صورت عزیمت به غرب حتی قادر به تخطی از قوانین سختگیرانه راهنمایی و رانندگی یا پارک در اماکن غیرمجاز نیستند و با جرایم کمرشکن مواجه میشوند، اما بیقانونیهای داخلی ناشی از برخی کمکاریها را نادیده انگاشته و احساس سلب آزادی میکنند. این بحران ادراکی لزوماً محدود به سطوح حاکمیتی نیست، بلکه در نهاد خانواده نیز بروز کرده است و حتی با ارتقای سطح معیشت، به دلیل قیاسهای ویرانگر، «احساس رفاه» پدید نمیآید؛ زیرا عدم تسلط به مبانی جنگ روانی، تربیت فرزندان و نخبگان را با چالشهای ساختاری مواجه ساخته است.
رئیس مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی پیرامون شگردهای سایبری و الگوریتمهای هوش مصنوعی دشمن در جنگ ترکیبی گفت: بهرهگیری دشمن از ابزارهای شناختی سابقهای دیرینه دارد، اما امروزه این ابزارها در قالب فناوریهای نوین و پلتفرمهای مجازی ماهیتی فوقالعاده پیچیده یافتهاند. الگوریتمهای هوش مصنوعی در شبکههای اجتماعی غربی مخاطب را فراتر از خود او تحلیل میکنند و با پایش پیشینه جستوجوها، نیازهای ذهنی وی را پیشبینی مینمایند. گوشیهای هوشمند مجهز به حسگرهای متعددی هستند که حرکات مردمک چشم، میزان توقف بر تصاویر، جذابیتها، علایق و انزجارهای فردی را رصد و دادهکاوی میکنند. طراحان نبرد در اتاقهای فکر تلآویو و واشنگتن با اتکا به همین پروندههای شخصیسازیشده و شبکهسازیهای هوشمند، قادرند در بزنگاههایی نظیر اغتشاشات، جامعه آماری مستعدِ اقدامات تخریبی را با مبالغ مشخص شناسایی و سازماندهی نمایند.
وی هشدار داد: دامنه این نفوذ شناختی نه فقط طبقات عادی، بلکه کارگزاران و مدیران ارشد کشور را نیز نشانه میرود. خطرات دستگاه محاسباتی مسئولان به مراتب سهمگینتر است؛ زیرا دشمن با شناسایی نقاط آسیبپذیر مسئولان، القائات ذهنی خود را تزریق کرده و پیامدهای زیانبار آن را در قالب تصمیمسازیهای نادرست طی دورههای چندساله برداشت میکند. این همان هشداری است که در معارف دینی و تجارب سلف صالح پیرامون دامهای ظریف شیاطین بر آن تأکید شده است.
شهبازی حوزه تحولات جمعیتی را از خطرناکترین آوردگاههای جنگ خاموش اجتماعی برشمرد و تأکید کرد: دشمن در عرصه دموگرافی دو رکورد بیسابقه و دهشتناک را در طول تاریخ به جامعه ما تحمیل کرده است که شایسته واکاوی عمیق علمی است. رکورد نخست، دستیابی به بالاترین نرخ ناباروری است؛ به طوری که هماکنون از هر چهار زوج، یک زوج (معادل ۲۵ درصد) با معضل ناباروری دستبهگریبان هستند. این پرسش بنیادین مطرح است که چرا باید جمعیت جوامع شیعی با دستکاری در الگوهای بهداشتی، تغذیهای و پزشکی دچار چنین سرنوشتی گردد؟ دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله و بدون اشغال سرزمینی، پدیدهای رقم زده است که ضربات آن در افق دهساله به مراتب فراتر از تلفات یک جنگ نظامی تمامعیار خواهد بود.
رئیس کارگروه مسائل اجتماعی بخش حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان خاطرنشان ساخت: رکورد دوم، تجربه پرشتابترین روند تحدید و سقوط نرخ رشد جمعیت در کل تاریخ مکتوب بشریت است. این مسئله به هیچ وجه صرفاً تابعی از شرایط اقتصادی نیست؛ چراکه دادههای آماری نشان میدهد استانهای کمتربرخوردار کشور هماکنون از بالاترین نرخ باروری برخوردارند و برعکس، مناطق مرفه کمترین میزان زادآوری را ثبت کردهاند. ریشه این بحران در مهندسی ذهن و نبرد شناختی نهفته است که فرزندآوری را مانع آسایش و رفاه بازنمایی کرده است. ثمره فاجعهبار این خطای ادراکی آن است که در کنار ۲۳۰ هزار شهید هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم و امنیت که کل آنها به ۳۰۰ هزار نفر نمیرسد، سالانه بالغ بر ۴۵۰ هزار فقره سقط جنین در بستر تصمیمات غیررسمی والدین انجام میپذیرد. دشمن در این جنگ نامرئی و بیصدا، از موالید و سرمایههای انسانی امت اسلامی تلفات سنگین میگیرد؛ واقعیتی هولناک که ضرورت بازسازی عاجل خطوط دفاع شناختی و آگاهیبخشی به آحاد جامعه را به ضرورتی حیاتی تبدیل کرده است.
انتهای متن