
پایان افسانه شکستناپذیری آمریکا؛ تناقضگویی ترامپ نشانه ناتوانی در مدیریت بحران با ایران
حجت الاسلام ملک زاده به تبیین علل تناقضگویی و درماندگی دولتمردان آمریکا در برابر ایران پرداخت و گفت: شکست رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ تحمیلی سوم، ناشی از عدم درک عمق بازدارندگی نظامی و دیپلماتیک ایران و همچنین انسجام مردمی ایران است.
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجتالاسلام محمد ملکزاده طی گفتگویی به تحلیل و بررسی رفتارهای متناقض و بلوفهای مکرر دونالد ترامپ و استیصال دولتمردان آمریکا در برابر سیاستهای مدبرانه ایران پرداخت و گفت: تناقضگویی، بلوفزنی و استیصال رئیسجمهور و دولتمردان آمریکا در برابر ایران را میتوان ناشی از چند عامل کلیدی دانست.
بلوفزنی آمریکا برای توجیه افکار عمومی متحدان
وی با اشاره به اینکه اولین عامل این وضعیت را میتوان مصرف داخلی و توجیه افکار عمومی متحدان آمریکا دانست، اظهار داشت: آمریکا تا پیش از آغاز جنگ رمضان و درگیری مستقیم با ایران، خود را قدرتی شکستناپذیر معرفی کرده بود؛ دولتی که تصور میکرد قادر است مانند ونزوئلا، سران کشوری را بدون هیچ مقاومتی براندازد و در برابر ایران نیز میتواند با یک حمله برقآسا نظام را سرنگون سازد.
حجت الاسلام ملک زاده افزود: در حالی که امروز با واقعیتی کاملاً متفاوت مواجه شدهاند و اعتبارشان نزد همپیمانان و کل دنیا به شدت آسیب دیده است. لذا این دولت گرفتار تناقضگویی و بلوفزنی برای دستاوردسازی در برابر ایران شده است.
وی با بیان اینکه دنیا شاهد مقاومت قهرمانانه ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است، تصریح کرد: ایران توانسته همزمان بازدارندگی نظامی معتبر ایجاد کند، هزینه درگیری را برای دشمنان بالا ببرد و در عرصه دیپلماسی نیز از خود منطق، صبر و قدرت مانور نشان دهد.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه از سوی دیگر دولت آمریکا بین «نمایش قدرت» و «پرهیز از جنگ» گرفتار شده است، خاطرنشان کرد: هزینههای درگیری برای آمریکا افزایش یافته و امکان کنترل بحران کمتر شده است؛ بنابراین طبیعی است که دولتمردان آمریکا مقابل عظمت چنین ملت و نظامی در گفتار و رفتار دچار استیصال و پیامهای متناقض شوند.
شاخصهای شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم
کارشناس مسائل سیاسی در ادامه به ارزیابی شکست خفتبار رژیم صهیونیستی و آمریکا از نظام اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخت و گفت: برای ارزیابی میزان موفقیت یا شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی باید سه شاخص اصلی را در نظر گرفت.
وی با بیان اینکه شاخص اول رسیدن یا نرسیدن به اهداف نظامی خود است، ادامه داد: هدف اصلی دشمنان، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تسلیم کامل ایران بود. آنها نه تنها به هدف خود دست نیافتند، بلکه به اعتراف تحلیلگران غربی، ایران بعد از حمله قویتر از قبل ظاهر شده است. یعنی هدف نظامیِ دشمن محقق نشده است.
حجت الاسلام ملکزاده در تشریح شاخص دوم یعنی موفقیت در اهداف سیاسی و راهبردی، گفت: هدف آمریکا و اسرائیل بیثباتسازی داخلی، شکستن اراده سیاسی و تحمیل عقبنشینی بود؛ در حالی که جنگ عملاً باعث انسجام بیشتر مردم ایران و دلبستگی شدیدتر آنها به نظام شده است.
وی شاخص سوم را ارزیابی، بررسی هزینههای جنگ و تحمیل آن به دشمن دانست و ابراز داشت: آمریکا تصور میکرد وارد جنگی طولانی و پرهزینه نخواهد شد و مشکلی برای بازار انرژی بوجود نخواهد آمد، اما ایران توانست هزینههای سنگینی به لحاظ اقتصادی، نظامی، امنیتی، سیاسی و اعتبار بینالمللی بر دشمن تحمیل کند.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در چنین شرایطی، ارزیابی واقعبینانه این است که برتری صرف نظامی یا عنوان ابرقدرتی برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی کافی نیست؛ همچنان که ایران با تکیه بر قدرت معنوی و توان بازدارندگی، تابآوری داخلی، عمق منطقهای و دیپلماسی فعال خود توانسته مانع از تحقق اهداف دشمنان شود و شکست بزرگی بر آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان آنها تحمیل سازد.
انتهای متن