معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

 

در ششمین نشست «ایران قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» اساتید با تأکید بر اینکه قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود، پیوند ایمان و معنویت با علم، تفکر، استقلال‌طلبی و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی از عوامل اساسی اقتدار کشور دانستند.

 

به گزارش روابط عمومی مؤسسه امام خمینی ره، ششمین نشست از سلسله‌نشست‌های علمی‌تبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» با محوریت بیانات رهبر معظم انقلاب و با نگاهی به مبانی قرآنی و روایی قدرت به میزبانی خبرگزاری حوزه برگزار شد.

 

در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی رجایی مسئول مرکز ارتباطات حوزه و نظام حوزه علمیه کشور به تشریح این موضوع پرداخته اند که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

 

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

 

حجت‌الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی:

 قدرت ایران از نگاه مادی و الهی؛ بیانی کوتاه با مفهومی عمیق

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

موضوع قدرت، با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری (دام‌ظله) مبنی بر اینکه ایران از نگاه مادی‌گرایان، قدرت چهارم جهان و از نگاه الهی، قدرت اول جهان محسوب می‌شود، نکته‌ای بسیار ظریف و دقیق است.

اگرچه این فرمایش از چند کلمه بیشتر تشکیل نشده است، اما عمق معنایی فراوانی دارد. الحمدلله، مقام معظم رهبری همانند سایر بیاناتشان، تلاش کرده‌اند با کوتاه‌ترین کلمات، معنایی بزرگ را منتقل کنند و مخاطبان را به نکات عمیقی توجه دهند.

بنده خود را در جایگاهی نمی‌بینم که بخواهم توضیح و تشریحی جامع درباره فرمایش ایشان ارائه کنم؛ بلکه صرفاً تلاش می‌کنم زاویه‌ای بسیار محدود از این مسئله را باز کنم و بر اساس فهم خود، نکاتی را که می‌توان از این فرمایش استفاده کرد، عرضه کنم.

 

 

 قدرت؛ مفهومی فراتر از توانایی‌های فردی و اجتماعی

قدرت در معنای عام خود، شامل قدرت فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ملی و انواع و اقسام توانایی‌هایی است که یک فرد، ملت یا دولت برای پیشبرد اهداف خود و برداشتن موانع از مسیر پیشرفت در اختیار دارد.

به‌نوعی می‌توان گفت قدرت به معنای توانایی است. گاهی از منظر فردی به آن نگاه می‌کنیم و می‌پرسیم یک فرد قدرتمند چه شاخص‌هایی باید داشته باشد و فردی که این شاخص‌ها را ندارد، چه ویژگی‌هایی دارد که او را به انسانی ضعیف و کم‌توان تبدیل می‌کند.

گاهی نیز در سطح یک ملت یا در مقیاس جهانی به مسئله قدرت نگاه می‌کنیم. در این سطح، منظور آن است که یک جامعه یا کشور برای پیشبرد اهداف خود تا چه اندازه توانایی دارد، چه ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آن‌ها استفاده کند و تا چه میزان قادر است در برابر دشمنان و کسانی که مانع پیشرفت آن می‌شوند یا در مسیر استیفای حقوقش مزاحمت ایجاد می‌کنند، مقاومت کند و آن‌ها را از سر راه بردارد.

 

 

 قدرت ملی و جایگاه کشورها در روابط بین‌الملل

در فضایی که مقام معظم رهبری این فرمایش را مطرح فرموده‌اند، عمدتاً با قدرت ملی و قدرت در عرصه سیاست‌ها و روابط بین‌الملل مواجه هستیم؛ یعنی اینکه ایران از این منظر، قدرت چهارم جهان یا قدرت اول جهان محسوب می‌شود.

در این چارچوب، بحث بر سر آن است که کشورها برای پیشبرد اهداف خود چه میزان توانایی دارند، با چه اندازه‌ای از موانع مواجه هستند، تا چه میزان استقلال رأی و استقلال عمل دارند و در مسیر تحقق اهدافشان و مقابله با دشمنانی که قصد سلطه بر آن‌ها را دارند، چه میزان توانمند هستند.

این سلطه‌جویی ممکن است در ارتباط با سرزمین کشورها، منابع آن‌ها یا حتی تصمیم‌گیری‌های سیاسی‌شان باشد. بنابراین، باید بررسی کرد که کشورها تا چه اندازه می‌توانند چنین موانعی را از سر راه خود بردارند و در برابر مزاحمت‌ها و احیاناً حملاتی که ممکن است از سوی دشمنان صورت بگیرد، از تاب‌آوری و مقاومت برخوردار باشند.

 

 

 دو رویکرد متفاوت به مسئله قدرت؛ نگاه سکولار و نگاه الهی

درباره قدرت، مانند بسیاری از مسائل دیگر، می‌توان از دو نگاه کلی به بررسی موضوع پرداخت و با آن مواجه شد؛ یکی نگاه سکولار و مادی و دیگری نگاه الهی به مسائل، از جمله مسئله قدرت و قدرت سیاسی.

در نگاه سکولار، غالباً بر برخی مؤلفه‌ها تأکید می‌شود که هم از جهت هدف‌گذاری و هم از جهت مؤلفه‌های قدرت، عمدتاً ناظر به مسائل دنیوی، مادی، قابل مشاهده و قابل محاسبه هستند.

برای مثال، گاهی مؤلفه‌های قدرت را شامل قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، قدرت اطلاعاتی، توانایی هماهنگ‌سازی و ایجاد مراکز قدرت منطقه‌ای و مواردی از این قبیل می‌دانند.

این مؤلفه‌ها در واقع ابزارها و زمینه‌هایی هستند که یک کشور به کمک آن‌ها می‌تواند آنچه را به نفع خود می‌بیند و اهدافی را که دنبال می‌کند، به پیش ببرد.

هر اندازه یک کشور بتواند با استفاده از این ابزارها، اهداف خود را بهتر و سریع‌تر و با دغدغه‌های کمتر دنبال کند، از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.

طبیعتاً کشوری که از اقتصاد قدرتمندی برخوردار است، می‌تواند با استفاده از ابزارهای اقتصادی، زمینه پیشرفت‌های اقتصادی، علمی و نظامی خود را فراهم کند.

همچنین کشوری که اطلاعات گسترده‌ای درباره مسائل مختلف، از جمله دشمنان و توانایی‌های آن‌ها در اختیار دارد، بهتر می‌تواند آن‌ها را مدیریت و مهار کند و راهکارهای مقابله با آن‌ها را تولید کند تا بتواند موانع را از سر راه خود بردارد.

 

 

 ارزیابی قدرت ایران بر اساس شاخص‌های مادی

هنگامی که مطرح می‌شود در پی حوادثی که طی مدت اخیر و در جریان آنچه از آن به‌عنوان دفاع مقدس سوم یاد می‌شود، اتفاق افتاد، جهان به این نتیجه رسید که ایران چهارمین قدرت برتر جهان است، این ارزیابی بر اساس همان محاسبات مادی صورت می‌گیرد.

با در نظر گرفتن جمعیت، موقعیت جغرافیایی، توانمندی‌های تسلیحاتی و مهماتی و سایر ظرفیت‌های ایران، این مسئله مورد توجه قرار می‌گیرد که کشورمان توانسته است در برابر یکی از بزرگ‌ترین کشورهای به‌اصطلاح قدرتمند جهان دوام بیاورد، از خود دفاع کند، دشمن را به عقب براند و بسیاری از اهداف خود را محقق سازد.

بر اساس چنین محاسباتی، برخی این‌گونه مطرح کردند که پس از کشورهایی مانند آمریکا، چین و روسیه، کشور دیگری را سراغ نداریم که از چنین توانایی‌هایی برخوردار باشد.

 

 

 نقش ایمان دینی در شکل‌گیری قدرت ایران

درباره اینکه چرا چنین قدرتی در ایران به وجود آمده است، می‌توان تحلیل‌های مختلفی ارائه کرد. قطعاً مسئله ایمان دینی مردم، تربیت مذهبی آنان بر اساس سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، سایر ویژگی‌های شخصیتی و تاریخی و نکات دیگر، هرکدام می‌توانند به‌عنوان عوامل مؤثر در این زمینه مورد بررسی قرار گیرند. می‌توان برای هر یک از این عوامل ضریبی در نظر گرفت و درباره آن‌ها مطالعه و بحث کرد.

اگر در همین چارچوب بخواهیم مسئله قدرت الهی و نگاه الهی را نیز دخالت دهیم و به حساب بیاوریم، قطعاً یکی از عواملی که موجب شد ملت مؤمن ایران در برابر این حادثه عظیم و غیرقابل‌باور دوام بیاورد، در صحنه باقی بماند و اراده خود را بر دشمن تحمیل کند، ایمان دینی مردم است.

ایمان دینی مردم، بدون تردید، عاملی بسیار مؤثر بوده است و اگر نگوییم مؤثرترین عامل، دست‌کم یکی از مهم‌ترین عوامل در این زمینه بوده و خواهد بود.

این یک نوع تحلیل از مسئله قدرت است؛ اما به نظر می‌رسد بتوانیم در سطح دیگری نیز این موضوع را باز کنیم و تحلیل کنیم و یکی از زوایای فرمایش مقام معظم رهبری را به این صورت تفسیر کنیم که از نگاه الهی، مسئله ایمان، قدرت الهی و نصرت الهی صرفاً به این معنا نیست که این عوامل در پیشبرد اهداف دنیوی جامعه اسلامی کمک می‌کنند؛ هرچند این تأثیرگذاری نیز وجود دارد.

 

 

 قدرت حقیقی جامعه اسلامی؛ فراتر از توانایی دفاع و پیشرفت مادی

این مسئله قطعاً عامل بسیار مهمی است و فضای بسیار جالبی برای ادامه بحث و تحلیل سیاسی فراهم می‌کند. ما نمی‌خواهیم این موضوع را انکار کنیم و از اهمیت آن نیز چیزی کم کنیم؛ اما می‌خواهم عرض کنم که اگر بخواهیم نگاه الهی مقام معظم رهبری را در افق بالاتری بسط دهیم و تبیین کنیم، باید به نکته دیگری نیز توجه داشته باشیم.

قدرت صرفاً به این معنا نیست که یک ملت توانایی دفاع از خود را داشته باشد، دشمن را به زبونی بکشاند و امور خود را پیش ببرد؛ بلکه شاید مهم‌تر از این، آن باشد که نگاه الهی موجب می‌شود اساساً ملتی که با چنین نگاهی خود و جهان را رصد می‌کند و در این مسیر حرکت می‌کند، اهدافی فراتر از دفاع از خود، پیشرفت اقتصادی، توسعه فناوری و مسائلی از این قبیل برای خود در نظر بگیرد.

آنچه از همه این امور مهم‌تر است و می‌توان گفت سایر مسائل مقدمه‌ای برای تحقق آن هستند، قدرت اخلاقی و قدرت معنوی است؛ قدرتی که یک کشور باید برای دستیابی به اهداف معنوی‌ای که خدای متعال انسان را برای رسیدن به آن‌ها آفریده است، در اختیار داشته باشد.

 

 

هدف نهایی خلقت انسان؛ تقرب به خداوند و خداگونه شدن

ما در چارچوب نگاه اسلامی و نظام فکری اسلام، بالاترین هدف خلقت انسان را تقرب به خداوند و خداگونه شدن می‌دانیم.

اگر قرار است یک فرد یا یک ملت هدفی را برای خود تعیین کند، در مسیر تحقق آن گام بردارد و برای رسیدن به آن هدف، قدرت متناسب را به دست آورد، باید همه مسائل، از جمله دوست و دشمن و سایر موضوعات را نیز بر اساس همین هدف بسنجد.

هدف این است که جامعه به سمتی حرکت کند که بتواند فضایی فراهم آورد تا افراد آن جامعه به سوی قرب الهی پیش بروند. قدرت حقیقی یک جامعه نیز در این است که بتواند این هدف را بهتر، سریع‌تر و عمیق‌تر محقق سازد.

 

 

عبودیت الهی؛ مبنای قدرت و انسجام جامعه اسلامی

برای تحقق چنین هدفی، از منظر نگاه الهی و اسلامی، لازم است جامعه با کلیت خود و با حفظ وحدت و انسجامی که دارد، در مجموع به سمت عبودیت الهی حرکت کند.

جامعه از طریق بندگی خداوند و اطاعت از فرامین الهی می‌تواند در این مسیر گام بردارد و پیشرفت کند. بنابراین، قدرت این جامعه به آن است که بتواند چنین هدفی را محقق سازد.

بر این اساس، جامعه باید در زمینه اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، جنگ، صلح و سایر عرصه‌های زندگی اجتماعی، به‌گونه‌ای تدبیر و برنامه‌ریزی کند و میان این بخش‌ها هماهنگی به وجود آورد که هدف نهایی تحقق پیدا کند.

از این منظر، جامعه قدرتمند جامعه‌ای است که بتواند عبودیت بهتر و کامل‌تری را ترسیم و محقق کند و در نهایت، افرادی تربیت و تحویل جامعه دهد که بیشترین میزان قرب الهی در وجود آنان تحقق یافته باشد.

دشمن این جامعه نیز آن فرد، جامعه، دولت یا رژیمی است که در مسیر تحقق این هدف مانع‌تراشی کند و مزاحم حرکت جامعه به سوی این مقصد شود.

 

 

معیار قدرت اول جهان از نگاه الهی؛ تحقق بیشترین میزان بندگی خداوند

بنابراین، اگر از منظر نگاه الهی به مسئله قدرت بنگریم، جامعه‌ای قدرت اول جهان محسوب می‌شود که بیشترین میزان عبودیت در آن تحقق پیدا کند؛ جامعه‌ای که مسیر آن، مسیر بندگی خداوند و اطاعت از دستورات الهی باشد و شریعت الهی در آن اجرا شود.

در چنین جامعه‌ای، دغدغه مسئولان این است که چگونه می‌توانند دستورات الهی را بهتر در عرصه‌های مختلف، از جمله اقتصاد، سیاست، خانواده و کسب‌وکار، محقق کنند.

 

 

جمهوری اسلامی ایران؛ حرکت در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی

جامعه ایمانی ایران اسلامی، به حمدالله، به برکت خون شهدا و در پرتو رهنمودها و رهبری‌های امامین انقلاب و امام حاضر در این مسیر گام برمی‌دارد. شاید در جهان نتوان جامعه دیگری را پیدا کرد که چنین دغدغه‌ای، دغدغه اصلی آن باشد و برنامه‌ریزی‌ها، اهداف اعلامی و شعارهایش بر این اساس شکل گرفته باشد که می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم، جامعه اسلامی داشته باشیم و یک جامعه تراز اسلام به وجود آوریم.

هدف این است که زمینه‌های ظهور ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) فراهم شود. حقیقتاً می‌توان گفت کشوری که چنین هدفی دارد و با قدرت این هدف را دنبال می‌کند، قدرت اول جهان است؛ زیرا هم هدف آن، هم وسیله‌ای که برای تحقق هدف خود به کار می‌گیرد و هم پشتیبان آن، قدرت اول جهان است.

 

 

 قدرت مطلق الهی؛ پشتوانه حقیقی جامعه اسلامی

قدرت اول جهان، خداوند متعال است؛ تنها قدرت مستقلی که بی‌نهایت است و هیچ محدودیتی ندارد. جامعه‌ای که خود را به خدای متعال متصل کرده و خویش را وقف تحقق آنچه خداوند اراده کرده است، می‌کند، از چنین پشتوانه‌ای برخوردار خواهد بود.

خداوند متعال نیز وعده داده است که اگر فرد یا جامعه‌ای خدا را یاری کند؛ یعنی تلاش کند آنچه را خداوند می‌خواهد، انجام دهد، خداوند حتماً او را یاری خواهد کرد. بنابراین، قطعاً چنین جامعه‌ای قدرت اول جهان خواهد بود.

ما به این آموزه اسلامی باور داریم که: « لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی» خداوند متعال در نهایت، کسانی را که در مسیر او و پیامبرانش حرکت می‌کنند و از پیامبران الهی پیروی می‌کنند، بر امر الهی غالب خواهد ساخت و برای تحقق اهداف الهی، آنان را برمی‌گزیند.

همان‌گونه که امام شهید فرمودند، خداوند متعال این ملت را مبعوث خواهد کرد و آنان کار را به پایان خواهند رساند.

این بعثت، همان بعثتی است که خداوند متعال به دلیل ایمان دینی مردم، اخلاص آنان و شجاعتی که در دفاع از دین و اسلام از خود نشان داده‌اند، وعده داده است و ان‌شاءالله آنان را به پیروزی خواهد رساند.

 

 


انتهای متن