حجت‌الاسلام چراغی کوتیانی: گره منازعات حقوقی سقط جنین در مبانی هستی‌شناسی است

حجت‌الاسلام چراغی کوتیانی: گره منازعات حقوقی سقط جنین در مبانی هستی‌شناسی است

 

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با تأکید بر اینکه احکام حقوقی و فقهی سقط جنین پیش از هر چیز بر پایه‌های هستی‌شناختی و ارزش‌شناختی استوار است، گفت: در اندیشه اسلامی جنین یک انسان بالقوه، جلوه‌ای از اعجاز خلقت و امانتی الهی با حرمت ذاتی به شمار می‌رود، در حالی که مکاتب فمینیستی با اصالت دادن به خودمختاری مطلق بر بدن، جایگاه جنین را تا سطح یک توده سلولی وابسته، مزاحم و فاقد تشخص اخلاقی تنزل می‌دهند.

 

به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجت‌الاسلام دکتر اسماعیل چراغی کوتیانی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، در کرسی ترویجی با موضوع «چیستی و ارزش جنین از منظر اسلام و فمینیسم و امتداد جمعیت‌شناختی آن» که توسط کارگروه مطالعات جمعیتی گروه جامعه‌شناسی و با همکاری دبیرخانه کرسی‌های این مؤسسه برگزار شد، به تبیین رویکردهای تطبیقی پیرامون این مسئله پرداخت.

 

وی در مطلع سخنان خود اظهار داشت: مسئله جنین از مباحث مهمی به شمار می‌رود که در علوم گوناگون نظیر فلسفه، الهیات، حقوق، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی از زوایای متفاوت قابل طرح و بررسی است و این مقوله در علوم مختلف و بر پایه مکاتب فکری متنوع، به شیوه‌های متفاوتی تحلیل و واکاوی شده است.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) دوگانه اسلام و فمینیسم را از بارزترین جریان‌ها در این زمینه دانست و افزود: این دو دیدگاه پیرامون چیستی، ارزش و مسئله سقط جنین نظرات متمایزی مطرح کرده‌اند که هر یک امتدادهای گوناگونی دارد و هدف بنیادین در این نشست، بررسی تطبیقی هستی‌شناختی و ارزش‌شناختی جنین از منظر اسلام و فمینیسم و بازخوانی امتدادهای جمعیت‌شناختی آن است.

 

وی با اشاره به طرح عمده این موضوع به عنوان مسئله‌ای فقهی و قانونی بیان کرد: در مباحث متداول، پرسش اصلی بر سر حکم سقط جنین، جواز یا عدم جواز و تعیین حدود و ثغور قانونی آن متمرکز است. ما معتقدیم این نزاع حقوقی بر شالوده‌های عمیق‌تری استوار است و پیش از ورود به احکام، باید به اصل هستی جنین در دو دیدگاه اسلام و فمینیسم پرداخت؛ زیرا ارزش اخلاقی جنین تابعی از تعریف هستی آن است.

 

حجت‌الاسلام چراغی کوتیانی اهمیت پرداختن به این مسئله را در ابعاد بین‌رشته‌ای دانست و گفت: این مبحث در حوزه‌هایی نظیر الهیات، قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری‌های سلامت، مشاوره‌های خانواده، حقوق بشر و جامعه‌شناسی اثربخش است و پرسش بنیادین این است که آیا جنین موجودی با هویت انسانی مستقل شناخته می‌شود یا صرفاً جزئی از کالبد مادر و یک توده سلولی تابع به شمار می‌آید و پاسخ به این پرسش، ماهیت قضاوت‌های اخلاقی و قوانین موضوعه را تغییر می‌دهد.

 

وی در تفکیک مفاهیم علمی و فقهی پیرامون دوره بارداری تصریح کرد: در اصطلاحات پزشکی، مراحل رشد از هفته سوم تا هشتم با عنوان رویان نامیده می‌شود و از هفته هشتم تا زمان ولادت را جنین اطلاق می‌کنند و در فقه اسلامی تمامی مراحل بارداری، از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام تولد، ذیل عنوان دوره جنینی قرار می‌گیرد و احکام حرمت و سقط بر همین مدار تعریف می‌شود.

 

استاد حوزه و دانشگاه با دسته‌بندی پژوهش‌های پیشین یادآور شد: بخش عمده‌ای از مطالعات گذشته بر استدلال‌های فقهی و حقوقی پیرامون ادله حرمت یا جواز سقط در متون اسلامی و مقررات غربی تمرکز داشته است و دسته دوم، مقالات نقادانه‌ای بوده که دیدگاه‌های فمینیستی را به صورت کلی مورد نقد قرار داده‌اند و دسته سوم، آثاری است که بر گرایش‌های خاصی مانند فمینیسم رادیکال یا اکوفمینیسم متمرکز شده‌اند یا در حوزه فلسفه اخلاق به بررسی تشخص جنین و تزاحم حقوق مادر و فرزند پرداخته‌اند.

 

وی تمرکز پژوهش خود را بر لایه‌های بنیادین دانست و تأکید کرد: مطالعات حوزه جنین در سه سطح هستی‌شناسی، ارزش‌شناسی اخلاقی و مباحث حقوقی صورت می‌گیرد. ما نباید موضوع را صرفاً به احکام حقوقی تقلیل دهیم، بلکه باید بر دو سطح هستی‌شناسی و ارزش‌شناسی به عنوان گره اصلی اختلافات تمرکز کنیم تا ریشه تمایزات آشکار شود.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) در تبیین سطح هستی‌شناسی اظهار داشت: در این مرحله جایگاه جنین در نظام هستی ارزیابی می‌شود که آیا توده‌ای سلولی است یا موجودی مستقل و رویکرد دینی، جنین را موجودی مستقل، انسانی بالقوه در مسیر تکامل تدریجی، جلوه‌ای از اعجاز الهی و دارای روح و نفس ناطقه پس از نفخ روح معرفی می‌کند؛ در حالی که فمینیسم آن را موجودی غیرمستقل، تنیده‌شده در بدن زن و حتی ابزاری برآمده از نظام سلطه برای اعمال ستم بر زنان تلقی می‌نماید و تفاوتی آشکار میان انسان زیست‌شناختی و شخص اخلاقی قائل است.

 

وی در خصوص سطح ارزش‌شناسی اخلاقی گفت: بر اساس اندیشه اسلامی، انسان مالکیت مطلق بر کالبد خود ندارد و جان انسان و جنین امانتی الهی محسوب می‌شوند؛ از این رو مادر بر جنین تسلط مالکانه‌ای ندارد که حق حذف آن را داشته باشد و در نقطه مقابل، مکاتب فمینیستی با قائل شدن حق مالکیت مطلق بر بدن، خودمختاری زن را بر حق حیات جنین مقدم می‌شمارند و برای جنین تنها ارزشی نسبی و وابسته به خواست و رضایت مادر تعریف می‌کنند.

 

حجت‌الاسلام چراغی کوتیانی حل معضلات حقوقی را در گرو گشودن گره‌های هستی‌شناختی دانست و افزود: تا زمانی که در تعریف هستی جنین توافقی حاصل نشود، احکام حقوقی همگرا نخواهند شد؛ زیرا شناسایی جنین به مثابه انسان بالقوه، حرمت دست‌اندازی به حیات او را به دنبال دارد، در حالی که تلقی آن به عنوان جزئی مزاحم، اقدامات سلبی را توجیه می‌کند.

 

وی در تشریح مبانی فکری فمینیسم پیرامون کالبد انسانی تصریح کرد: در گفتمان فمینیستی، بدن کانون خودمختاری است و هیچ نهادی اعم از مذهب، حاکمیت، قانون و جامعه حق مداخله در اراده زن را ندارد و در این نگاه، زن سوژه‌ای مختار و عاملی خلاق است که باید از قید الزامات اخلاقی سنتی رها شود، کنترل انحصاری بر باروری را در دست گیرد و بر مبنای استقلال فردی و شرایط زیستی خود، حق نگه داشتن یا سقط جنین را اعمال کند.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) تفکیک شخص از انسان را شالوده رویکرد فمینیستی خواند و بیان کرد: این مکاتب میان انسان بودن زیست‌شناختی و شخص بودن اخلاقی مرزبندی قائل هستند و آنان ملاک‌های پنج‌گانه‌ای شامل آگاهی، توان استدلال، فعالیت خودانگیخته، برقراری ارتباط با دیگران و خودانگاری را برای اطلاق مفهوم شخص ضروری می‌دانند و بر این مبنا استدلال می‌کنند که جنین هرچند حیات بالقوه دارد، فاقد ویژگی‌های شخص‌بودگی است و در تزاحم، حق زن به عنوان شخص بالفعل تقدم می‌یابد.

 

وی ادامه داد: گزاره دیگر در نظریات فمینیستی، تلقی شأن اخلاقی جنین به صورت تدریجی است؛ به این معنا که جنین در بدو لقاح حائز جایگاه اخلاقی نیست و تنها پس از رشد فیزیولوژیک نظیر ادراک درد، واجد احترام تلقی می‌گردد و آنان ادعا می‌کنند اولویت دادن به جنین به معنای تقلیل جایگاه زن به یک ظرف فیزیکی و مخدوش ساختن عاملیت او خواهد بود.

 

حجت‌الاسلام چراغی کوتیانی نگاه‌های رادیکال به جنین را نقد کرد و گفت: نظریه‌پردازانی نظیر شولامیت فایرستون و جودیت جارویس تامسون جنین را موجودی فاقد زیست مستقل و در پیوند ناگسستنی با بدن زن می‌دانند و از تعابیری چون انگل، مزاحم، بار اجباری، مهمان ناخوانده یا حتی متجاوز بی‌گناه استفاده می‌کنند و تامسون با تمثیل اتصال یک نوازنده بیمار به کلیه یک فرد سالم استدلال می‌کند که هیچ انسانی وظیفه اخلاقی ندارد برای بقای دیگری تن خود را در اختیار بگذارد و زن هر لحظه مجاز به قطع این وابستگی است.

 

وی تلقی فمینیست‌ها از تقدس حیات جنین را یک برساخت اجتماعی عنوان کرد و اظهار داشت: این رویکرد ادعا می‌کند که باور به تقدس حیات، برساختی تاریخی برای اعمال سلطه بر عاملیت زن و تنزل او به ظرف باروری است. همچنین برخی از آنان جنین را به عنوان «دیگری درونی» نام‌گذاری کرده‌اند که نه کاملاً خود زن است و نه موجودی مجزا.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) در تبیین نگرش حکمت اسلامی خاطرنشان کرد: اندیشه اسلامی هم بدن انسان و هم جنین را ودیعه و امانتی الهی می‌داند و در مکتب اهل‌بیت (ع) و نظام حکمت متعالیه، جنین حرکتی اشتدادی را به سوی غایت تکاملی خود می‌پیماید و از بدو انعقاد نطفه، مشمول احکام تکلیفی و وضعی مانند حرمت اسقاط و دیه قرار می‌گیرد؛ به گونه‌ای که آیه شریفه «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» از آغاز پیدایش بر این وجود اطلاق دارد.

 

وی در پایان تأکید کرد: فرزندآوری در بینش توحیدی یک رخداد زیستی تصادفی نیست، بلکه جلوه مشیت و موهبتی الهی است که پیامبران نیز طلب آن را از پروردگار مسئلت می‌کردند و کرامت ذاتی انسان ریشه در روح الهی دارد که در هر دو مکتب فلسفی مشاء و اشراق، اگرچه با تفاسیر متفاوت، به عنوان حقیقتی مجرد و تکامل‌یابنده پذیرفته شده است و در نتیجه، هرگونه تصرف سلب‌کننده حیات جنین با اصول حکمت دینی در تعارض خواهد بود.

 


انتهای متن