
مرگ تدریجی یا ایستادگی تاریخی؛ چرا فلسطینیها راهی جز طوفانالاقصی نداشتند؟
عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) گفت: طوفان الاقصی نه تنها واکنشی به محاصره فزاینده غزه و تجاوزات مکرر به مسجدالاقصی بود، بلکه پاسخی به ناکامی راهحلهای دیپلماتیک، شهرکسازیهای رژیم اشغالگر و بهویژه تلاشهای عادیسازی روابط عربی با اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم محسوب میشد.
به گزارش روابطعمومی مؤسسه امام خمینی ره، حجت الاسلام مهدی ابوطالبی طی گفتگویی در پاسخ به این سوال که عوامل و زمینههایی را که منجر به شکلگیری خودِ طوفان الاقصی شدهاند، چیست؟ اظهار کرد:
عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: طوفان الاقصی در پی تشدید مجموعهای از اتفاقات و عوامل متعدد رخ داد. یکی از این عوامل، تشدید محاصره غزه بود که از سال ۲۰۰۷ بهصورت جدیتر و شدیدتر، از طریق زمینی، دریایی و هوایی اعمال گردید و وضعیت زندگی فلسطینیان ساکن غزه را تحت فشار قرار داد. بهعبارت دیگر، از سال ۲۰۰۷، فشار شدید محاصرهای بر این جمعیت اعمال شده است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، حملهها و تعرضات مکرر به مسجدالاقصی توسط ساکنان اراضی اشغالی و تندروهای جریان صهیونیستی نیز اتفاق افتاده است. تعرض به مسجدالاقصی برای فلسطینیان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و بیحرمتیهایی که در آنجا نسبت به نمازگزاران صورت میگیرد، احساسات عمیقی را در میان آنان برانگیخته است.
طرح پیشنهادی رژیم صهیونیستی که خودشان هم قبول نداشتند
استاد حوزه و دانشگاه ابراز کرد: نکته دیگر این است که حتی طرح «دو دولتی» که دولت خودگردان فلسطینی آن را پذیرفته و مدتی در مورد آن مذاکره میکرد نیز در عمل مطلوب نبود، زیرا این طرح ضمن بهرسمیتشناختن رژیم اشغالگر، تنها بهصورت نسبی دولت فلسطین را نیز میپذیرفت. با این حال، رژیم غاصب حتی این طرح را نیز نپذیرفت و مذاکرات را بهاصطلاح به تعویق انداخت. در نتیجه، نوعی ناامیدی نسبت به راهحلهای دیپلماتیک و مذاکراتی در میان فلسطینیان پدید آمد و این مسیر نیز بهطور عملی مسدود گردید.
حجت الاسلام ابوطالبی تصریح کرد: نکته بعدی، ادامه شهرکسازیهای رژیم اشغالگر در کرانه باختری و حملههای نظامی به برخی از اردوگاهها و شهرهایی مانند جنین و نابلس بود که منجر به کشتار مجدد فلسطینیان در این مناطق شد. شاید یکی از مهمترین اتفاقات در این دوره، «پیمان ابراهیم» باشد که هدف آن عادیسازی روابط میان برخی کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی بود.
وی افزود: مستحضرید که در حال حاضر حدود سی کشور هنوز رژیم غاصب را بهرسمیت نشناختهاند؛ یعنی از سال ۱۹۴۷ تاکنون، این کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران و اکثر کشورهای عرب و اسلامی منطقه همواره از بهرسمیتشناختن این رژیم خودداری کردهاند. با این وجود، در یک یا دو سال منتهی به طوفان الاقصی، تلاشهایی برای عادیسازی روابط میان برخی کشورها از جمله امارات، بحرین و مراکش با رژیم اشغالگر صورت گرفت که تحت عنوان «پیمان ابراهیم» و با پیگیری آمریکا انجام شد. هدف این بود که کشورهای عرب و مسلمان، تحت عنوان پیروان حضرت ابراهیم، با یهودیان و مسیحیان متحد شوند.
عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) عنوان کرد: این عادیسازی روابط، در واقع، تنها موضع جدی کشورهای عرب و اسلامی نسبت به مسئله فلسطین در طی نزدیک به هفتاد سال گذشته را -یعنی عدم بهرسمیتشناختن رژیم غاصب- در حال تضعیف قرار داد. پذیرش این پیمان توسط کشورهایی مانند امارات و بحرین، این روند را تقویت کرد و حتی عربستان نیز در آستانه ورود به این مسیر قرار گرفت.
چشم امیدی که به سمت اعراب و اهل سنت بود
وی گفت: در مجموع، این مجموعه اتفاقات، فلسطینیان را به این نتیجه رساند که راهحلهای دیپلماتیک دیگر فایدهای ندارد، کشتارها ادامه دارد، محاصره شدید ادامه دارد و کشورهای عربی که شاید تنها امید فلسطینیان در میان جهان عرب و اهل سنت بودند نیز در حال عادیسازی روابط با رژیم غاصب هستند. در چنین شرایطی، چیزی باقی نمانده بود؛ راهحل جهانی وجود نداشت، هیچکس از آنان حمایت نمیکرد و بهتدریج، مسئله فلسطین در حال فراموششدن بود.
عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: بنابراین، فلسطینیان دریافتند که دیگر هیچ راهی باقی نمانده و لازم است اتفاقی مهم رخ دهد تا هم رژیم اشغالگر و آمریکا مجبور به تجدیدنظر در اقدامات خود شوند، هم کشورهای عرب و مسلمان به تفکر وادار گردند و هم فضای عمومی جهانی — که در حال فراموشکردن فلسطین بود — دوباره به این مسئله توجه کند و وارد صحنه شود. این مجموعه عوامل، زمینهساز عملیات خاص «طوفان الاقصی» گردید.
وی در پاسخ به این سوال که برخی افراد در فضای مجازی تحت عنوان تحلیل مطرح میکنند که ثمره این همه کشتار گسترده کودکان و زنان غزه و نابودی این منطقه که بهنظر میرسد امروزه حتی نقطه سالمی در آن باقی نمانده باشد، چیست؟ اذعان کرد: همچنین افرادی هم معتقدند تحولات فلسطین بهویژه در عصر حاضر باید به دو دوره «قبل از طوفان الاقصی» و «بعد از طوفان الاقصی» تقسیم شود؛ یعنی این واقعه نقطه عطفی بوده است. اکنون این نقطه عطف چه تأثیراتی در حوزههای سیاسی، بینالمللی و منطقهای غرب آسیا — که همواره آبشخور حوادث مختلفی بوده — داشته است؟
وی ادامه داد: واقعیت این است که این اتفاق، حداقل چند کار مهم را متوقف کرد. یکی از آنها، خود پیمان ابراهیم بود که پس از طوفان الاقصی متوقف گردید. اگرچه کشورهای عربی همچنان کمکی به فلسطینیان نمیکنند، اما دیگر نمیتوانند این داستان را دنبال کنند. این توقف بسیار مهم بود، زیرا اگر پیمان ابراهیم ادامه مییافت، عملاً دیگر هیچ چیزی برای کشورهای عرب و اسلامی جهت مقابله با رژیم اشغالگر باقی نمیماند؛ یعنی با بهرسمیتشناختن رژیم غاصب، این رژیم تثبیت میشد و غاصببودن آن دیگر زیر سؤال نمیرفت.
حجت الاسلام ابوطالبی اظهار کرد: نکته دوم، طرح «آیمِک» بود که در حوزه اقتصادی، کریدوری را از سمت هند به بندر ایلات در نظر گرفته بود. این طرح تنها یک یا دو روز مانده بود که به مراحل نهایی خود برسد، اما با وقوع طوفان الاقصی، متوقف شد. این امر ضربهای جدی به رژیم غاصب از منظر اقتصادی وارد کرد.
طوفان الاقصی هیمنه رژیم صهیونیستی را خرد کرد
وی گفت: پس از طوفان الاقصی، در سطح منطقهای غرب آسیا، شاهد درگیریهای شدید علیه رژیم غاصب بودهایم. حزبالله وارد جنگ شد و در دفاع از فلسطینیان پس از طوفان الاقصی یا همان جنگ سال گذشته، مشارکت فعال داشت.
جهانیان علیه رژیم صهیونیستی بپا خاستند
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: از سوی دیگر، در سطح بینالمللی نیز سابقهای ندارد که حتی در نهادهای حقوقی بینالمللی مانند دیوان بینالمللی دادگستری (لاهه)، برای اولین بار، آقای نتانیاهو و وزیر جنگ وی بهصورت رسمی بهعنوان جنایتکار جنگی محکوم شوند. حتی برخی کشورهای اروپایی نیز اعلام کردهاند که در صورت ورود نتانیاهو به خاک آنها، وی را دستگیر خواهند کرد.
وی ادامه داد: چنین حکمی علیه نتانیاهو از سوی یک دادگاه حقوقی بینالمللی، بیسابقه است. البته میدانیم که اجرای چنین حکمی بهراحتی ممکن نیست، اما در افکار عمومی جهانی، پس از طوفان الاقصی، مسئله فلسطین و مظلومیت فلسطینیان و جنایتکار بودن رژیم غاصب بهوضوح آشکار شده است.
عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: بنابراین، میخواهم بگویم که فضای مربوط به فلسطین امروز بهگونهای شده که، خدا رحمت کند مرحوم امام (ره) که فرمودند: «فلسطین مسئله اول جهان اسلام است»، امروز فلسطین مسئله اول جهان است. این مسئله نهتنها در افکار عمومی، بلکه در نهادهای بینالمللی -از جمله سازمان ملل و نهادهای حقوقبشری- مطرح است. حتی ترامپ، بهعنوان رئیسجمهور آمریکا، در پی حل این مسئله است؛ یعنی این موضوع به مسئله اول آمریکا، اروپا و منطقه تبدیل شده است.
حجت الاسلام ابوطالبی گفت: در اقصی نقاط جهان و در قشرهای مختلف اعم از بینالمللی، دیپلماتیک، نهادهای دولتی، افکار عمومی، دانشگاهها و مراکز هنری شاهد این تحولات هستیم. امروزه در کنسرتهای متعدد، آثار هنری زیادی در حمایت از غزه و فلسطین و علیه رژیم غاصب تولید شده است. این اتفاقات، چیزی است که واقعاً قبل از طوفان الاقصی دیده نمیشد و میتوان گفت که در این زمینه، تفاوتی صد و هشتاد درجهای رخ داده است.
وی ادامه داد: البته باید پذیرفت که از لحاظ ساختاری و شهری، غزه آسیبهای شدیدی دیده و در این اتفاقات، حدود شصت هزار نفر کشته شدهاند. اما در هر صورت، فلسطینیان از مرگی تدریجی تحت فشار، به این مرحله رسیدهاند. اگر در طی این هفتاد ساله، فلسطینیان چنین اقدامی را انجام نمیدادند، چه کاری میتوانستند بکنند؟ آیا باید دوباره مذاکره میکردند؟ در حالی که سالهاست یاسر عرفات، محمود عباس و دولت خودگردان در حال مذاکره بودهاند، اما رژیم اشغالگر هرگز از مواضع خود عقبنشینی نکرده و روزبهروز پیشروی کرده است. پس چه کاری میتوانستند بکنند؟ آیا دوباره مذاکره میکردند، در حالی که نتیجه آن کاملاً مشخص بود؟
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: بنابراین، نکته بسیار مهمی که باید در نظر گرفت این است که ایستادگی و وارد کردن ضربهای بیشتر -حتی اگر به قیمت شهید شدن مردم بیگناه تمام شود- در حال بهبود وضعیت کلان فلسطین است. البته این امر طبیعی است؛ همانگونه که در جمهوری اسلامی، بهخاطر ایستادگی بر آرمانهای انقلاب و حفظ استقلال، هشت سال جنگ به ما تحمیل شد و نزدیک به دویست و پنجاه هزار شهید دادیم؛ و اگر شهدای انقلاب را نیز در نظر بگیریم، شاید به سیصد هزار شهید برسد، تا به انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، استقلال و عزت دست یابیم. اکنون اگر بگوید که سیصد هزار نفر کشته شدند! پس چه کار باید میکردیم؟ اگر این کار را نمیکردیم، تمام آن حیات واقعی، هویت واقعی ما زیر سؤال میرفت؛ یعنی آن زندگی و بقا که تحت فشار باشد، هیچ ارزشی ندارد.
وی ادامه داد: البته شکی نیست که اگر حرکتی تند و قاطع صورت نمیگرفت، رژیم اشغالگر این روند را ادامه میداد و روزبهروز پیشروی میکرد و فشارها را شدیدتر مینمود — همانگونه که روند تاریخی نیز گواه این امر است. بنابراین، تصور برخی که میگویند «از چاله بیرون آمد و افتاد تو چاه»، کاملاً نادرست است؛ بلکه دقیقاً برعکس است: از چاه بیرون آمدهاند، هرچند هنوز چالههایی وجود دارد که باید حل شوند.
انتهای متن
اعضاي پورتال فقط در صورت فراموش نمودن نام کاربري و رمز عبور ميتوانند به اين صفحه مراجعه نمایید. برای مشاهده شماره تلفن های ارتباطی بخش های مختلف اینجا کلیک نمایید...