
تحلیل راهبردهای انحرافی در تاریخ اسلام / چرا تحریف شخصیت رهبران، پیشدرآمد استحاله انقلابهاست؟
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با واکاوی حوادث پس از رحلت رسول اکرم(ص) و انحرافات تاریخی ایجاد شده، تحریف شخصیت رهبران را اصلیترین راهبرد جریانهای معارض برای استحاله انقلابهای ارزشی دانست.
حجتالاسلامسلیمانی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در قرارگاه مصباح الهدی با تأکید بر جایگاه رفیع شخصیت رهبر در انقلابهای ارزشی، به تبیین دقیق نحوه استحاله این انقلابها پرداخت و گفت: در هر انقلاب ارزشی، سخن، رفتار و سیره رهبر، تعیینکننده مسیر حرکت مردم است؛ بنابراین، جریانهای معارض برای تحریف یک انقلاب، نخستین و اساسیترین هدف خود را تحریف شخصیت رهبر و بنیانگذار آن قرار میدهند.
وی با اشاره به سیر تاریخی پس از رحلت رسول مکرم اسلام(ص) افزود: پس از وفات پیامبر(ص)، جریانهایی با برنامهریزی حسابشده، چهار مرحله عملیاتی را برای کنار زدن شخصیت محوری ایشان طراحی کردند. مرحله نخست، بیاعتنایی به سخنان رسول خدا با شعار «حسبنا کتاب الله» بود. این جریان با ترویج این ادعا که سنت پیامبر نباید در کنار قرآن مطرح شود، تلاش کردند محوریت شخصیت ایشان را از مدار تصمیمگیریهای کلان جامعه خارج کنند.
حجتالاسلام سلیمانی در ادامه تشریح مراحل انحراف در صدر اسلام تصریح کرد: مرحله دوم، بدلیسازی برای سنتهای پیامبر بود؛ اقداماتی نظیر ممنوعیت متعه و تغییر مناسک حج (حج تمتع)، نمونههایی از این رویکرد بود که در آن، سنتهای نبوی جای خود را به نظرات شخصی دادند. در مرحله سوم، شاهدِ بتسازی در برابر شخصیت پیامبر بودیم، به گونهای که رای و نظرِ خلیفه، همتراز با رای رسول خدا قرار گرفت و در مواردی (مانند نمازهای چهاررکعتی)، رای شخصی جایگزین سنت نبوی شد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به مرحله چهارم انحرافات، یعنی مرجعیتبخشی به افراد غیرصالح، اظهار داشت: دستگاه خلافت برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات خود، به افرادی چون «کعبالاحبار» و «تمیمداری» مرجعیت داد و مردم را به سمت آنان ارجاع میداد. نتیجه این سیاست، به حاشیه رفتن اهلبیت(ع) و فقه نبوی بود، بهطوریکه در دوران امام سجاد(ع)، نقل سخن رسول خدا در جامعه با تمسخر مواجه میشد و دین اسیر دست اشرار گشته بود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با تطبیق این مدل تاریخی بر فضای سیاسی کنونی کشور، نسبت به تکرار همین روشها هشدار داد و گفت: امروز نیز شاهد هستیم برخی جریانات سیاسی با هدف استحاله انقلاب، سعی در ایجاد «بتهای سیاسی» در کنار شخصیت رهبری دارند. این جریان، با طرح عناوینی همچون «فصلالخطاب» برای نهادهای سیاسی همسو، عملاً در برابر فصلالخطابِ ولیفقیه صفآرایی کرده و سنتهای انقلابی را با سلایق سیاسی خود جایگزین میکنند.
حجتالاسلام سلیمانی با انتقاد از رفتارهای سیاسی در تعامل با جریانهای زاویهدار با انقلاب گفت: گله ما این است که برخی مسئولان، به جای التزام به مطالبات دهگانه رهبر انقلاب در حوزههای مختلف، به دیدار با جریانهایی میروند که اطلاعیههای آنان در تضاد آشکار با راه امام و رهبری است. این «پاسکاری» سیاسی میان برخی مسئولان و جریانهای حاشیهای، همان الگوی مرجعسازی صدر اسلام است؛ بهطوریکه گویی رهبری در جامعه وجود ندارد و سخنان آنان که مخالف صریح اصول انقلاب است، به عنوان مرجع تصمیمگیری در فضای سیاسی جلوه داده میشود.
وی در پایان تأکید کرد: این جریانِ انحرافی، با ظاهری متفاوت اما با روشهای همسانِ صدر اسلام، در حال استحاله شخصیتهای انقلابی و دور کردن جامعه از مسیر حق است. اگر در این برهه حساس، بصیرت و تیزبینیِ لازم برای شناسایی این الگوهایِ تکراری وجود نداشته باشد، دستاوردهای عظیمِ بهدستآمده در میدان، به تدریج به دست خودِ جریانهای داخلی هدر خواهد رفت.
انتهای متن