حجت‌الاسلام بحرینی: آمریکا در جنگ با ایران دچار خطای محاسباتی شد/ اقتصاد جنگ نشان می‌دهد طرف مقابل در تنگنای جدی قرار دارد

آمریکا در جنگ با ایران دچار خطای محاسباتی شد/ اقتصاد جنگ نشان می‌دهد طرف مقابل در تنگنای جدی قرار دارد
 
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به ابعاد اقتصادی جنگ و پساجنگ، تأکید کرد که آمریکا با برآوردی نادرست وارد تقابل با ایران شد و گمان می‌کرد در مدت کوتاهی می‌تواند به اهداف خود دست یابد، اما اکنون خود درگیر هزینه‌های سنگین، بدهی‌های فزاینده و محدودیت‌های ساختاری شده است.  
 
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجت‌الاسلام حسین بحرینی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، طی سخنانی در جمع کارکنان و اساتید موسسه با محوریت «اقتصاد جنگ و پسا‌جنگ» اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین مسائل در تحلیل شرایط کنونی، توجه به نظام محاسباتی طرفین در میدان درگیری است. آمریکایی‌ها با یک اشتباه محاسباتی وارد جنگ با ایران شدند و تصور می‌کردند می‌توانند در زمانی کوتاه، مسئله ایران را به نفع خود حل کرده و به دستاوردهای بزرگ سیاسی، امنیتی و اقتصادی برسند، اما در عمل با واقعیت‌های متفاوتی روبه‌رو شدند.
 
وی با بیان اینکه خطای محاسباتی تنها مختص یک طرف نیست، افزود: همان‌گونه که بارها درباره ضرورت دقت در محاسبات برای مسئولان داخلی تذکر داده شده، باید توجه داشت که طرف مقابل نیز گرفتار اشتباهات جدی در برآوردهای خود شده است. آنان ملت ایران، قدرت ایستادگی مردم، ظرفیت نیروهای مسلح و عمق راهبردی جمهوری اسلامی را به درستی نشناختند و بر همین اساس وارد محاسبه‌ای شدند که اکنون خودشان را نیز دچار بن‌بست کرده است.
 
بحرینی با اشاره به شرایط اقتصادی آمریکا تصریح کرد: واقعیت این است که اقتصاد آمریکا با وجود ظاهر پرقدرت خود، با مشکلات ساختاری عمیقی مواجه است و بدهی‌های سنگین، کسری‌های مزمن، هزینه‌های انباشته و ناتوانی در دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب، وضعیت پیچیده‌ای برای دولت آمریکا ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، مقامات آمریکایی به دنبال آن بوده‌اند که از طریق بحران‌آفرینی و فشار خارجی، بخشی از مشکلات درونی خود را جبران کنند.
 
وی ادامه داد: وعده‌هایی که در آمریکا درباره رشد اقتصادی بالا، اصلاح تجارت و بازگرداندن برتری اقتصادی این کشور مطرح می‌شود، در عمل با موانع جدی روبه‌روست. چرخه بدهی در این کشور همچنان در حال بازتولید است و بخش مهمی از ساختار اقتصادی آمریکا بر پایه به تعویق انداختن بحران، استقراض جدید و پرداخت بدهی‌های قبلی شکل گرفته است. از این منظر، ورود به جنگ برای آنها صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه بخشی از پروژه مدیریت بحران اقتصادی از طریق اعمال فشار و غارت منابع دیگر کشورها تلقی می‌شود.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه یکی از بنیان‌های تاریخی قدرت آمریکا، بهره‌گیری از سازوکار غارت و سلطه اقتصادی بوده است، گفت: آمریکایی‌ها در مقاطع مختلف کوشیده‌اند با استفاده از قدرت سیاسی و نظامی، منابع راهبردی دیگر کشورها را تحت سیطره خود درآورند. در این چارچوب، منطقه غرب آسیا و به ویژه منابع انرژی آن، برای آنان اهمیت ویژه‌ای دارد و به همین دلیل نیز در محاسبات خود، نگاه ویژه‌ای به ایران و ظرفیت‌های نفتی و راهبردی آن داشته‌اند.
 
وی خاطرنشان کرد: برآورد طرف مقابل این بود که با یک عملیات محدود، وارد کردن ضربات مؤثر و ایجاد اختلال در سطوح مدیریتی و میدانی، می‌تواند مسیر تسلط بر منابع اصلی قدرت و ثروت ایران را هموار سازد، اما این محاسبه با شکست مواجه شد. مردم ایستادند، نیروهای مسلح ایستادند و در نتیجه، هزینه‌های دشمن به شدت افزایش یافت. این مقاومت نشان داد که مسئله ایران با الگوهای ساده و کوتاه‌مدت قابل حل نیست.
 
بحرینی با اشاره به هزینه‌های احتمالی یک جنگ فراگیر برای آمریکا افزود: ورود به یک درگیری گسترده علیه ایران، برای دولت آمریکا هزینه‌های بسیار سنگینی به همراه خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که می‌تواند به صدها میلیارد دلار برسد. در شرایطی که نظام سیاسی آمریکا با کسری بودجه، اختلافات داخلی و محدودیت‌های قانونی در تخصیص منابع جدید روبه‌روست، تأمین چنین هزینه‌ای آسان نیست. از همین رو، بخشی از محدودیت‌های عملی دولت آمریکا در توسعه دامنه جنگ، به همین ملاحظات اقتصادی و سیاسی بازمی‌گردد.
 
وی ادامه داد: در ساختار قدرت آمریکا، حتی شرکت‌های بزرگ نظامی و صنعتی نیز بدون امتیاز و منفعت وارد میدان نمی‌شوند. نظام تصمیم‌گیری در آنجا به شدت متأثر از چانه‌زنی، لابی‌گری و بده‌بستان‌های اقتصادی است. این مسئله نشان می‌دهد که تحلیل رفتار آمریکا بدون شناخت منطق اقتصادی حاکم بر سیاست و جامعه آن کشور، ناقص و حتی گمراه‌کننده خواهد بود.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر اینکه در داخل کشور نیز باید از خطاهای محاسباتی پرهیز شود، گفت: نباید تصور کرد که هرگونه عقب‌نشینی، توقف یا تنفس دادن به طرف مقابل، الزاماً به نفع ما تمام می‌شود. درک درست از روحیه جامعه آمریکایی، حساسیت آنها نسبت به هزینه‌های جنگ و نیز شکنندگی‌های اقتصادی‌شان، می‌تواند در طراحی راهبردهای دقیق‌تر برای مواجهه با دشمن مؤثر باشد.
 
وی با اشاره به اهمیت شناخت علمی از آمریکا اظهار کرد: یکی از ضعف‌های جدی ما، کمبود متخصصان واقعی در حوزه اقتصاد آمریکا و حتی سیاست خارجی آمریکا است. تا وقتی نظام فکری، سازوکار اقتصادی و منطق تصمیم‌گیری آن کشور به صورت عمیق شناخته نشود، طبیعی است که برخی تحلیل‌ها سطحی، شتاب‌زده یا مبتنی بر بزرگ‌نمایی قدرت طرف مقابل باشد. در حالی که شناخت واقع‌بینانه از دشمن، خود یکی از پایه‌های اقتدار در میدان تقابل است.
 
بحرینی در ادامه با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره «اختلال در دستگاه محاسباتی» گفت: یکی از مهم‌ترین اهداف جبهه استکبار، برهم زدن نظام محاسباتی مسئولان و نخبگان کشورهای مستقل است. اگر طرف مقابل بتواند این تصور را القا کند که دست او برای هر اقدامی باز است و در مقابل، دست ما در همه عرصه‌ها بسته است، عملاً بخشی از پیروزی خود را از طریق جنگ روانی و محاسباتی به دست آورده است. در حالی که واقعیت چنین نیست.
 
وی افزود: آمریکا اگرچه از ابزارهایی چون تهدید نظامی و تحریم استفاده می‌کند، اما این به معنای قدرت مطلق نیست. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند، این ابزارها نیز علاج دارد و می‌توان با تکیه بر عقلانیت، توان داخلی و محاسبه درست، اثر آنها را کاهش داد و مشکل آنجاست که گاهی در داخل، تصویری اغراق‌آمیز از اقتدار دشمن و تصویری ضعیف از توان خودمان شکل می‌گیرد و این مسئله بر تصمیم‌سازی‌ها اثر منفی می‌گذارد.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر ضرورت حفظ عقلانیت در میدان تقابل تصریح کرد: مقصود از نقد خطاهای محاسباتی، نفی تدبیر و تعقل نیست. بی‌تردید هر تصمیمی باید بر پایه عقلانیت، شناخت دقیق و سنجش منافع و مضار اتخاذ شود، اما عقلانیت به معنای خودکم‌بینی یا مرعوب شدن در برابر دشمن نیست. ما باید هم ظرفیت‌های خود را بشناسیم و هم آسیب‌پذیری‌های جدی طرف مقابل را در محاسبات وارد کنیم.
 
وی با اشاره به برخی نقاط ضعف اقتصادی آمریکا گفت: این کشور با وجود برخورداری از ظرفیت‌های گسترده، در برخی حوزه‌های راهبردی، وابستگی‌های مهمی دارد که در شرایط بحران می‌تواند به پاشنه آشیل آن تبدیل شود. از این جهت، تصویر ارائه شده از آمریکا به عنوان قدرتی که بدون هزینه و محدودیت می‌تواند هر اقدام دلخواهی انجام دهد، تصویری نادرست و غیرواقعی است.
 
بحرینی در پایان تأکید کرد: اگر نظام محاسباتی ما اصلاح شود و مسئولان و نخبگان کشور با نگاه دقیق‌تر، توان داخلی و ضعف‌های طرف مقابل را به درستی ببینند، بسیاری از تصمیمات در حوزه جنگ، پساجنگ، اقتصاد و سیاست خارجی، با استحکام بیشتری اتخاذ خواهد شد و امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهم واقع‌بینانه از میدان و پرهیز از بزرگ‌نمایی قدرت دشمن هستیم؛ چراکه بخشی از پیروزی، پیش از آنکه در میدان نظامی رقم بخورد، در میدان شناخت و محاسبه تعیین می‌شود.
 

انتهای پیام