تبیین حکمت صدرایی به روایت علامه طباطبایی

تبیین حکمت صدرایی به روایت علامه طباطبایی

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تشریح روند تألیف کتاب «حکمت صدرایی به روایت علامه طباطبایی» گفت: این اثر با هدف رفع ابهام‌های موجود در کتاب «نهایة الحکمة»، تبیین سیر تحول مسائل فلسفی و ارائه شرحی تحلیلی از دیدگاه‌های ملاصدرا و علامه طباطبایی تدوین شده تا پژوهشگران و مدرسان فلسفه بتوانند مباحث این متن مهم فلسفی را دقیق‌تر درک کنند.

 

به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، عبدالرسول عبودیت عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در تشریح اهداف نگارش کتاب «حکمت صدرایی به روایت علامه طباطبایی» اظهار کرد: در جریان تدریس و بررسی کتاب «نهایة الحکمة» گاهی مشاهده می‌شد که حتی برخی مدرسان نیز در فهم دقیق مراد علامه طباطبایی با دشواری مواجه می‌شوند و می‌گفتند عمق فرمایش ایشان به‌درستی روشن نیست. این مسئله به این دلیل است که «نهایة الحکمة» در واقع گزیده‌ای از مباحث اسفار است و مباحثی که بسیار طولانی یا کمتر ضروری بوده حذف شده و تنها مطالب مهم‌تر در آن آمده است.

 

وی افزود: علاوه بر این، علامه طباطبایی در تعلیقات خود بر آثار ملاصدرا دیدگاه‌های خاصی مطرح کرده‌اند که در «نهایة الحکمة» وارد متن شده است. بنابراین کسی که پیشینه مباحث اسفار و سنت فلسفی پیش از آن را نداند، گاهی متوجه نمی‌شود که متن دقیقاً به چه مسئله‌ای اشاره دارد و همین امر می‌تواند در فهم مباحث مشکل ایجاد کند.

 

این استاد فلسفه ادامه داد: از سوی دیگر با گسترش نظام آموزشی ترمی ـ واحدی، مراجعه مستقیم به متون اصلی فلسفی کمتر شده است. در گذشته کسی که قصد تدریس فلسفه داشت، ناچار بود به متونی مانند اسفار، حکمت اشراق یا اشارات مراجعه کند، اما در شرایط جدید معمولاً همان متنی که در برنامه درسی قرار دارد مطالعه و تدریس می‌شود و به تدریج سابقه تاریخی مسائل فلسفی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

عبودیت با اشاره به شکل‌گیری ایده نگارش این مجموعه گفت: در همین راستا به این فکر افتادم که اثری برای توضیح مبسوط‌تر نظام حکمت صدرایی تدوین شود. ابتدا مجموعه‌ای با عنوان «درآمدی به نظام حکمت صدرایی» در سه جلد نوشته شد. قرار بود این مجموعه خلاصه‌ای باشد که بعدها هر فصل آن در قالب یک کتاب مفصل منتشر شود، اما در ادامه مشخص شد که این کار به چندین جلد می‌انجامد.

 

وی افزود: در ادامه این ایده مطرح شد که مطالب تفصیلی به جای انتشار در قالب آن مجموعه، در شرح «نهایة الحکمة» مرحوم علامه طباطبایی ارائه شود؛ یعنی همان مباحث مبسوطی که قرار بود در «نظام حکمت صدرایی» مطرح شود، در قالب شرح این کتاب تنظیم شود تا هم جنبه آموزشی داشته باشد و هم برای مدرسان و پژوهشگران قابل استفاده باشد.

 

عبودیت بیان کرد: یکی از ویژگی‌هایی که در این کتاب مدنظر بوده ایت است که خواننده هنگام مطالعه هر مسئله فلسفی بتواند ارتباط آن با مباحث پیشین و دیدگاه‌های فیلسوفان قبل را نیز درک کند. در واقع تلاش شده است نشان داده شود که هر مسئله فلسفی از کجا آغاز شده، چه اشکالاتی بر آن وارد شده، چه پاسخ‌هایی ارائه شده و در نهایت چگونه به دیدگاه علامه طباطبایی رسیده است.

 

وی افزود: این روند به گونه‌ای طراحی شده که مخاطب سیر تطور مسئله را در ذهن خود دنبال کند؛ یعنی بداند که یک بحث چگونه شکل گرفته، چه نقدهایی به آن وارد شده و چگونه به مرحله جدیدی رسیده است.

 

 

این پژوهشگر فلسفه ادامه داد: ویژگی دوم این اثر رویکرد تحلیلی آن است. در برخی موارد علامه طباطبایی استدلالی را در چند خط بیان کرده‌اند، اما اگر مقدمات حذف‌شده و پیش‌فرض‌های آن روشن شود، ممکن است این استدلال به مجموعه‌ای از مقدمات متعدد تبدیل شود که باید یک به یک توضیح داده شوند. در این کتاب تلاش شده این مقدمات تفکیک و تحلیل شود و در صورت وجود اشکال، پاسخ آن نیز ارائه شود.

 

وی تصریح کرد: ویژگی سوم کتاب توجه به بخش‌های دشوار «نهایة الحکمة» است. در برخی شروح دیگر یا به این بخش‌ها کمتر توجه شده یا توضیحات ارائه‌شده برای خواننده قانع‌کننده نیست. در این اثر تلاش شده تا حد امکان این بخش‌ها شکافته و توضیح داده شود؛ هرچند ممکن است در برخی موارد هنوز نیاز به بررسی بیشتر وجود داشته باشد.

 

عبودیت افزود: در برخی موارد نیز برای روشن شدن یک بحث، ناچار شده‌ایم فصولی را به متن بیفزاییم. به عنوان مثال ممکن است در متن اصلی یک فصل مطرح شده باشد، اما برای توضیح مقدمات آن لازم بوده دو یا سه فصل توضیحی اضافه شود تا مسئله به‌طور کامل روشن شود.

 

وی درباره انتشار این مجموعه گفت: تاکنون حدود ۱۰ جلد از این مجموعه منتشر شده و برخی از آن‌ها به چاپ دوم نیز رسیده‌اند. به عنوان نمونه جلد ششم این مجموعه به چاپ‌ دوم رسیده و استقبال مناسبی از آن صورت گرفته است.

این استاد فلسفه در ادامه با اشاره به جایگاه ملاصدرا در تاریخ فلسفه اسلامی اظهار کرد: ملاصدرا با طرح نظریه اصالت وجود نقطه عطفی در فلسفه اسلامی ایجاد کرد. این نظریه بسیاری از مسائل پیشین فلسفه را روشن کرد و حتی برخی اختلافات میان مکاتب فلسفی مانند مشاء و اشراق را تبیین کرد.

 

وی افزود: نظریه اصالت وجود مانند چراغی بسیاری از مسائل فلسفی را روشن کرد و مباحثی همچون حرکت جوهری و بسیاری از مسائل دیگر با تکیه بر آن تبیین شد. با این حال در زمان حیات ملاصدرا دیدگاه‌های او به‌طور گسترده پذیرفته نشد و تا حدود ۱۵۰ سال پس از او نیز فلسفه او چندان رواج نداشت.

 

عبودیت ادامه داد: بعدها با تلاش برخی فیلسوفان از جمله ملاعلی نوری در اصفهان، فلسفه صدرایی مورد توجه قرار گرفت و شاگردان بسیاری در این حوزه تربیت شدند. پس از آن نیز فیلسوفانی مانند حکیم حاج ملاهادی سبزواری در گسترش این فلسفه نقش مهمی ایفا کردند.

 

وی تصریح کرد: در دوره‌های بعد نیز فیلسوفان متعددی به شرح و بررسی آثار ملاصدرا پرداختند و از جمله مهم‌ترین آن‌ها علامه طباطبایی است که تعلیقات عمیق و دقیقی بر اسفار نوشته است. در بسیاری از این تعلیقات، ایشان صرفاً به نقد اکتفا نکرده بلکه نظریات جدیدی نیز ارائه داده است که در مواردی می‌توان آن را گامی در توسعه فلسفه صدرایی دانست.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در پایان با اشاره به ضرورت دریافت بازخورد از مخاطبان گفت: امیدوارم از سوی مدرسان و پژوهشگران فلسفه بازخوردهای بیشتری درباره این کتاب ارائه شود تا مشخص شود که این اثر تا چه اندازه توانسته ابهامات موجود را برطرف کند و آیا توانسته نیازهایی را پاسخ دهد که در سایر شروح کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 

وی همچنین درباره بعد بین‌المللی این اثر گفت: برای معرفی این مجموعه در خارج از کشور نیاز به ترجمه آن به زبان‌های دیگر وجود دارد. در لبنان ترجمه عربی برخی از این آثار در حال انجام است، اما ترجمه انگلیسی این آثار هنوز به‌طور جدی پیگیری نشده است.

 


انتهای متن