خویشتن‌داری فعالانه راهبرد امیرالمؤمنین (ع) برای حفظ اساس اسلام بود

خویشتن‌داری فعالانه راهبرد امیرالمؤمنین (ع) برای حفظ اساس اسلام بود
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با تبیین نقش مردم در راهبردهای امیرالمؤمنین (ع) پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) گفت: راهبرد امام علی (ع) در برابر جریان خلافت، نه همکاری مشروعیت‌بخش و نه سکوت مطلق بود، بلکه آن حضرت با خویشتن‌داری فعالانه و پرهیز از ورود به درگیری نظامی، از اساس اسلام در برابر خطرهای داخلی و خارجی صیانت کرد.
 
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، حجت‌الاسلام علی امین رستمی عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) در سخنانی در قرارگاه مصباح الهدی با موضوع نقش مردم در راهبردهای امیرالمؤمنین (ع) پس از رحلت رسول خدا (ص) اظهار کرد: برای بررسی این موضوع باید سه نکته مورد توجه قرار گیرد؛ نخست راهبردهای امیرالمؤمنین (ع) پس از رحلت و شهادت رسول خدا (ص) در تعامل با جریان‌های مقابل، دوم دلایل انتخاب این راهبردها و سوم نقش مردم در شکل‌گیری این راهبردها.
 
وی افزود: فاصله واقعه غدیر تا رحلت رسول مکرم اسلام تنها ۷۲ روز بود و در همین فاصله کوتاه، کسانی که با امیرالمؤمنین (ع) بیعت کرده بودند، بیعت خود را شکستند و با فرد دیگری بیعت کردند، در حالی که امیرالمؤمنین (ع) مشغول آماده‌سازی و هموار کردن قبر رسول خدا (ص) بود، به آن حضرت خبر دادند که دیگران با خلیفه اول بیعت کرده‌اند.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با اشاره به سوابق معرفی امیرالمؤمنین (ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص) بیان کرد: امیرالمؤمنین (ع) از روز نخست بعثت، در مهمانی خویشاوندان از سوی رسول خدا (ص) به عنوان جانشین معرفی شد. همچنین در ماجرای جنگ تبوک و حدیث منزلت، در جریان قبیله بنی‌عامر و در موارد متعدد دیگر، پیامبر اکرم (ص) جانشینی امام علی (ع) را بیان فرمودند.
 
وی ادامه داد: اوج این مسئله در واقعه غدیر خم بود و به تعبیر علامه امینی، غدیر تنها سند ولایت و امامت امیرالمؤمنین (ع) نیست، بلکه مهم‌ترین سند آن است. در موارد متعدد، رسول مکرم اسلام جانشینی امیرالمؤمنین علی (ع) را بیان کرده بودند و مهم‌ترین سند این مسئله، خطبه غدیر و بیان پیامبر (ص) در غدیر خم است.
 
حجت الاسلام امین رستمی با بیان اینکه پس از رحلت پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع) خود را بر سر یک دوراهی دید، گفت: یک راه این بود که آن حضرت دست به شمشیر ببرد و حق خود را از غاصبان بستاند و راه دوم این بود که برای حفظ دین و حفظ زحمات رسول خدا (ص)، خویشتن‌داری کند؛ همان‌گونه که خود حضرت فرمود مانند کسی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، صبر کردم، در حالی که می‌دیدم میراثم را به غارت می‌برند.
 
وی تصریح کرد: بنابراین امیرالمؤمنین (ع) در این موقعیت، راه مسالمت‌آمیز را انتخاب کرد. در اینجا باید راهبرد امام در برابر جریان خلافت غاصب را به‌درستی تبیین کرد؛ زیرا در میان برخی جریان‌های اهل سنت، به‌ویژه وهابیت، از این راهبرد با عنوان «همکاری مشروعیت‌بخش» یاد می‌شود و ادعا می‌کنند امام علی (ع) با دستگاه خلافت همکاری کرده و آن را به رسمیت شناخته است، در حالی که این سخن نادرست است.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) افزود: تعبیر دیگری که گاهی حتی در میان شیعیان و محبان امیرالمؤمنین (ع) به کار می‌رود، تعبیر «سکوت» درباره دوره ۲۵ ساله است؛ اما این تعبیر نیز دقیق نیست. سکوت به این معنا که حضرت در جای مناسب از حقانیت خود سخن نگفته باشد، صحیح نیست؛ زیرا آن حضرت در خطبه شقشقیه و مناسبت‌های مختلف، حقانیت خود را بیان کرده است.
 
وی تأکید کرد: بنابراین نه تعبیر همکاری مشروعیت‌بخش درست است و نه تعبیر سکوت مطلق. تعبیر دقیق این است که راهبرد امام علی (ع) در مواجهه با دستگاه خلافت، «خویشتن‌داری فعالانه» بود و خویشتن‌داری به این معنا که حضرت با دستگاه خلافت وارد ستیز و درگیری نظامی نشد و فاز نظامی را آغاز نکرد، اما این به معنای چشم‌پوشی از حقانیت خویش نبود.
 
حجت الاسلام امین رستمی در ادامه با طرح این پرسش که چرا امیرالمؤمنین (ع) از ورود به عملیات نظامی و درگیری با جریان خلافت پرهیز کرد، گفت: در یک جمع‌بندی خلاصه، چهار خطر اساس اسلام را تهدید می‌کرد و اگر امیرالمؤمنین (ع) برای احقاق حق خود وارد جنگ با دستگاه خلافت می‌شد، هر یک از این خطرها می‌توانست اصل اسلام را با تهدید جدی مواجه کند.
 
وی افزود: گاهی گفته می‌شود امیرالمؤمنین (ع) برای حفظ اسلام وارد جنگ نشد، اما این جمله به‌تنهایی کافی نیست و باید توضیح داده شود که حفظ اسلام به چه معناست و چه خطراتی دین را تهدید می‌کرد. اگر امام علی (ع) با جریان خلافت وارد جنگ می‌شد، چهار خطر جدی اساس اسلام را تهدید می‌کرد.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) نخستین خطر را خطر خارجی دانست و اظهار کرد: در دوران برآمدن اسلام، جهان عمدتاً در دو قطب ایران و روم تعریف می‌شد. ایرانیان و رومیان سالیان طولانی با یکدیگر جنگیده بودند تا اینکه قدرت تازه‌ای در جزیره‌العرب با عنوان اسلام شکل گرفت. حکومت ساسانی ایران هنوز درگیری جدی با مسلمانان نداشت، اما رومیان چند نبرد با مسلمانان را تجربه کرده بودند.
 
وی با اشاره به نبرد موته، تبوک و سپاه اسامه گفت: رومیان در نبرد موته با مسلمانان روبه‌رو شدند و شهادت جعفر طیار، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه در همان ماجرا رخ داد و در نبرد تبوک نیز رومیان جرأت نکردند در برابر قدرت اسلام وارد میدان شوند و پیامبر (ص) یک مانور نظامی انجام دادند. در اواخر عمر پیامبر (ص) نیز جریان سپاه اسامه مطرح بود که در حیات پیامبر محقق نشد و پس از آن تحقق یافت.
 
حجت الاسلام امین رستمی ادامه داد: بنابراین امپراتوری روم در پی فرصتی بود تا این قدرت نوظهور را از بین ببرد. حتی در منابع تاریخی آمده است که یکی از دلایل صلح امام حسن (ع) با معاویه نیز خطر رومیان بود؛ زیرا پس از صلح، معاویه با سپاه مهاجم روم روبه‌رو شد و به آنان باج داد تا از حمله به جهان اسلام منصرف شوند.
 
وی تصریح کرد: بر این اساس، خطر رومیان خطری جدی بود و اگر در مدینه، به عنوان ام‌القرای اسلام، جنگ داخلی رخ می‌داد، دشمن خارجی فرصت را غنیمت می‌شمرد و ممکن بود به قلمرو اسلامی حمله کند؛ چنان‌که قرائن و شواهد تاریخی این خطر وجود داشت.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) دومین خطر را خطر مرتدان عنوان کرد و گفت: بخش عظیمی از جامعه اسلامی به ظاهر شهادتین گفته بودند، اما شناخت عمیقی از اسلام نداشتند و پس از رحلت پیامبر (ص)، بسیاری از آنان به‌سرعت از اسلام برگشتند.
 
وی افزود: پس از فتح مکه در سال هشتم هجری، وضعیتی در جزیره‌العرب ایجاد شد که قبایل مختلف عرب به سوی اسلام آمدند؛ زیرا دیدند در برابر این قدرت نمی‌توان ایستاد. اوج قدرت عرب، قریش مکه بود که در برابر اسلام تسلیم شد و پس از آن قبایل مختلف برای اعلام ایمان و وفاداری نزد پیامبر (ص) آمدند.
 
حجت الاسلام امین رستمی بیان کرد: جمعیت به اندازه‌ای زیاد بود که امکان نداشت همه افراد قبایل به صورت فردی نزد پیامبر (ص) بیایند و بیعت کنند؛ از این رو هر قبیله، هیئتی سه، چهار یا پنج نفره را به نمایندگی از خود به مدینه می‌فرستاد تا با پیامبر (ص) بیعت کنند. به همین دلیل سال نهم هجری در تاریخ به «عام‌الوفود» یعنی سال هیئت‌های سیاسی مشهور شد.
 
وی ادامه داد: این هیئت‌ها از طرف قبایل اظهار وفاداری می‌کردند و بازمی‌گشتند، تا جایی که به ظاهر همه جزیره‌العرب مسلمان شد، اما اکثریت آنان هنوز شناختی از اسلام نداشتند. قلمرو اسلامی به تعبیر وی اقیانوسی با عمق یک وجب شده بود و بسیاری از کسانی که نماینده فرستاده بودند، از اسلام تنها گفتن شهادتین را می‌دانستند.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با اشاره به نزول سوره نصر گفت: در قرآن کریم آمده است «اذا جاء نصرالله والفتح» و مردم فوج فوج وارد اسلام شدند. نقل شده است پس از نزول این سوره که آخرین سوره کامل نازل‌شده بر رسول خدا (ص) بود، پیامبر (ص) تا هنگام رحلت لبخند نزد. برخی مفسران علت این امر را نگرانی پیامبر (ص) از آینده امت و جریان نفاق دانسته‌اند.
 
وی افزود: نگرانی پیامبر (ص) از این بود که جریان نفاق اجازه ندهد امیرالمؤمنین (ع) اداره امور را به دست گیرد و کسانی عهده‌دار نهضت و جهان اسلام شوند که خود بهره‌ای از اسلام نداشتند. پیش‌بینی پیامبر (ص) نیز درست بود؛ زیرا پس از رحلت آن حضرت، بخش عمده‌ای از کسانی که به این صورت مسلمان شده بودند، از دین برگشتند.
 
امین رستمی اظهار کرد: برخی گفتند چرا باید زکات خود را به مدینه بدهیم و برخی گفتند زکات را میان قبیله خود تقسیم می‌کنیم. گروهی نیز زکات را پول زور دانستند و عده‌ای از اسلام برگشتند و گفتند همان بت‌پرستی خودمان بهتر بود. آنان تنها از اسلام برنگشتند، بلکه درصدد جنگ با حکومت مدینه برآمدند و لشکر فراهم کردند.
 
وی با اشاره به جنگ‌های ارتداد گفت: جنگ‌های متعددی در تاریخ با عنوان جنگ‌های رده یا جنگ‌های مرتدان شناخته می‌شود که در آن‌ها گروه‌هایی برای از بین بردن حکومت مدینه و حکومت اسلامی به اسلحه دست بردند.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) تصریح کرد: در چنین شرایطی اگر امیرالمؤمنین (ع) وارد جنگ داخلی می‌شد، خطر مرتدان به صورت جدی اساس اسلام را تهدید می‌کرد؛ زیرا عمده آنان نه امیرالمؤمنین (ع) را قبول داشتند و نه خلیفه اول را. کار به جایی رسید که عثمان خدمت امیرالمؤمنین علی (ع) آمد و گفت مردم به جنگ با مرتدان نمی‌آیند و می‌گویند اگر خلیفه برحق است، چرا داماد و پسرعموی پیامبر (ص) با او بیعت نکرده است.
 

انتهای متن