
فلسفه صدرایی بهترین بستر نظری برای تمدن نوین اسلامی است
استاد یزدانپناه گفت: اگر مسائل محوری این فلسفه همچون توحید، نبوت و معاد بهدرستی سازماندهی شوند، میتوان هویت ویژهای برای تمدن اسلامی ترسیم کرد.
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، استاد سید یدالله یزدانپناه در نشست «امتداد فلسفه صدرایی در حکمرانی و سیاست» که در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد با اشاره به یک آسیب جدی اظهار داشت: یکی از مشکلات واقعی امروز این است که برخی از کسانی که در مدارس درس خواندهاند، بدون آنکه خود متوجه باشند، نگاهی پوزیتیویستی پیدا کردهاند. این واقعیتی است که نباید از آن غافل بود.
وی در عین حال تأکید کرد که فلسفه اساساً میتواند امتداد پیدا کند و حتی غربیها نیز از دست فلسفه در نمیروند، چراکه مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی آنها مسیرشان را تعیین کرده است.
استاد یزدانپناه با تأکید بر اینکه فلسفه اسلامی در طول تاریخ امتدادهای فراوانی داشته است، گفت: سنت فلسفی ما در هر دورهای که نیاز بوده، امتداد داشته است. در عرفان، ابنسینا با نمط نهم اشارات، بحث لذت و بهجت را تحلیل فلسفی کرد و از «دانستن» به «نیل وجودی» رسید. در معارف دینی، فیلسوفان مسائلی چون قرب نوافل، ملائکه، معاد، قضا و قدر را با ابزار فلسفی تبیین کردند. همچنین فلسفه سیاسی فارابی نمونه بارز امتداد فلسفه در حکمت عملی است.
به گفته وی، آنچه امروز مطرح است، دستهای از امتدادهای جدید است که باید به آنها پرداخته شود.
مفهوم «بندگی» در فلسفه صدرایی؛ پایه اصلی قانون اساسی جمهوری اسلامی
این استاد حکمت متعالیه با تبیین مفهوم «اضافه اشراقیه» در فلسفه صدرایی، آن را مبنای اصلی «بندگی» دانست و تصریح کرد: بندگی دو مرحله دارد؛ عبد تکوینی یعنی وجود انسان قائم به خداست، و عبد سلوکی یعنی انسان باید این واقعیت را در اراده و عمل خود محقق سازد.
وی افزود: قانون اساسی جمهوری اسلامی با همین روح بندگی معنا مییابد، برخلاف قوانین اساسی دیگر که بر چنین پایهای بنا نشدهاند. همین روح بندگی است که اندیشه وظیفه و نظام فقهی را جدی میکند.
یزدانپناه با اشاره به کتاب «الشواهد الربوبیه» صدرالمتألهین خاطرنشان کرد: صدرا در این اثر، چهار تفاوت میان سیاست و شریعت برمیشمارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که سیاست باید مطیع شریعت باشد.
انتهای متن