فناوری‌های نرم و جنگ ترکیبی نیازمند درک منافع حیاتی است

فناوری‌های نرم و جنگ ترکیبی نیازمند درک منافع حیاتی است
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با تبیین مرزبندی میان منافع عادی، اساسی و حیاتی در روابط بین‌الملل، تأکید کرد در مسائل حیاتی مانند استقلال و توان هسته‌ای، مذاکره معنا ندارد و هرگونه ورود به گفت‌وگو در این عرصه‌ها به معنای زیر سؤال بردن اصل استقلال است.
 
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، حجت‌الاسلام محمد بهمنی عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) طی سخنانی در قرارگاه مصباح الهدی با تشریح انواع مخاطبان جمهوری اسلامی، اظهار کرد: ما با افرادی که مانند خودمان هستند، همچون نیروهای حزب‌الله، انصارالله یمن و نیروهای حشد و دیگر جبهه مقاومت، مذاکره به معنای متعارف نداریم، زیرا آنان را از «خود» می‌دانیم.
 
وی با استناد به آیه «فَسَلِّموا عَلىٰ أَنفُسِكُم»، گفت این آیه به معنای سلام بر کسانی است که مانند برادر و خواهرند و در دل و ساختار جمهوری اسلامی جای دارند و نسبت به آن‌ها احساس غریبگی وجود ندارد.
 
وی افزود: در نسبت با نیروهای خودی، رابطه شبیه رابطه پدر و فرزند است؛ گاهی حتی اگر طرف مقابل هم چیزی نگوید، هم‌دیگر را درک می‌کنند و این سطح از پیوند، نیازمند گفت‌وگوی رسمی نیست و شهید سید حسن نصرالله (رضوان‌الله‌علیه) در پاسخ به پرسشی درباره واکنش حزب‌الله در صورت حمله به جمهوری اسلامی گفته بود: اگر به جمهوری اسلامی حمله شود، بر هر مسلمانی واجب است وارد میدان شود، هرچند جمهوری اسلامی محتاج کمک نباشد. بهمنی این رویکرد را نشانه «خودی بودن» جبهه مقاومت دانست.
 
حجت‌الاسلام بهمنی با تقسیم‌بندی دیگر بازیگران صحنه سیاست، تصریح کرد: غیر از کسانی که مثل خودمان هستند، عده‌ای با ما همکار و هم‌پیمانند، برخی منتقد یا مخالف اما نه دشمن، و گروهی نیز دشمن‌اند و در میان دشمنان نیز برخی ساکت و برخی «شمشیر به‌دست» و محارب در میدان‌اند و نحوه تعامل با هر یک از این دسته‌ها متفاوت است و باید بر اساس تأمین منافع ملی، کسب قدرت ملی و عزت ملی تعریف شود.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با تبیین سه‌گانه «منافع عادی، اساسی و حیاتی» اظهار کرد: منافع عادی مانند این است که نان را از کجا تهیه کنیم؛ این منافع جایگزین دارند و اهمیت‌شان در سطحی است که می‌توان در آن‌ها مذاکره، گذشت و انعطاف داشت. وی ادامه داد: در سطح بالاتر، منافع اساسی قرار دارند که می‌توان برای آن‌ها جایگزین تعریف کرد، اما در مورد منافع حیاتی، هیچ‌گونه مذاکره‌ای پذیرفتنی نیست، چرا که در صورت عدم تأمین، موجودیت و حیات نظام زیر سؤال می‌رود.
 
وی با اشاره به برخی مواضع درباره مسائل هسته‌ای افزود: اگر شنیده‌اید که مثلاً آقا سید مجتبی فرموده‌اند درباره مسئله هسته‌ای صحبت نکنید، به این دلیل است که این موضوع در جایگاه «منافع حیاتی» قرار گرفته است، همان‌گونه که درباره استقلال، مذاکره موضوعیت ندارد؛ استقلال، خود موضوع مذاکره نیست که کسی بخواهد آن را به رسمیت بشناسد یا نه.
 
حجت‌الاسلام بهمنی در ادامه به قرارداد 1919 میان ایران و انگلستان اشاره کرد و با یادآوری تاریخ انعقاد آن در سال 1299، گفت: در بند اول این قرارداد آمده بود «استقلال و تمامیت ارضی ایران به رسمیت شناخته می‌شود». 
 
وی افزود: شهید مدرس با این قرارداد مخالفت کرد و آن را ضد استقلال و تمامیت ارضی ایران دانست. در پاسخ به این انتقاد که بند اول قرارداد استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسد، شهید مدرس تصریح کرده بود استقلال ما موضوع مذاکره نبود که شما بخواهید آن را به رسمیت بشناسید.
 
وی با مقایسه این بند با برخی بندهای برجام، اظهار کرد: همیشه گفته‌ام این بند مانند بند اول برجام است که می‌گوید «حق غنی‌سازی هسته‌ای در ایران به رسمیت شناخته می‌شود»، در حالی که این حق، مطابق ان‌پی‌تی و حتی فراتر از آن، حقی عمومی است و موضوع اصلی مذاکره نبود. ما درباره سطح غنی‌سازی ۲۰، ۴۰ یا ۶۰ درصد بحث می‌کردیم، نه درباره اصل حق غنی‌سازی.
 
حجت الاسلام بهمنی افزود: وقتی موضوعی از جنس منافع حیاتی است، مانند استقلال، نمی‌توان آن را وارد سبد مذاکره کرد.
 
این استاد حوزه و دانشگاه، سوره «کافرون» را نیز متنی درباره مذاکره بر سر منافع حیاتی دانست و گفت: این سوره نشان می‌دهد در برخی حوزه‌ها امکان مصالحه وجود ندارد و باید تا نهایت ایستاد؛ تعبیر «لَكُم دینُكُم وَلِیَ دین» در اینجا به معنای مصالحه و سازش نیست، بلکه ناظر به مرزبندی قطعی در حوزه دین و عقیده است. به گفته وی، برخی قرائت‌ها از این سوره که آن را بیان نوعی مصالحه می‌دانند، نیازمند بازنگری است و استادان علوم قرآنی می‌توانند در این زمینه نظر دهند.
 
حجت‌الاسلام بهمنی در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم «فناوری‌های نرم» پرداخت و گفت: معمولاً وقتی از فناوری سخن می‌گوییم، به فناوری‌های سخت مانند دوربین، میکروفون، چراغ‌ها، ماهواره، ناو جنگی، موشک، خودرو و سایر ابزارهای مادی می‌اندیشیم؛ این‌ها فناوری‌های سخت‌اند که به‌مثابه ابزار و ماشین برای تولید کالا یا خدمات تعریف شده‌اند. وی افزود: در تعریف جدید، فناوری تنها به ابزار و تجهیزات محدود نمی‌شود، بلکه فرآیندها و شیوه‌های حل مسئله نیز نوعی فناوری محسوب می‌شوند.
 
وی ادامه داد: اینکه چگونه فرزندتان را منظم تربیت کنید یا چگونه او را انقلابی بار بیاورید، یک فناوری است و اگر هزار فیلم و کتاب به کودک نشان دهید، ممکن است در نهایت او بگوید آمریکا شاید هم بد نباشد؛ اما «فناوری موکب‌داری»، «فناوری شب تا سحر در میدان بودن» و «فناوری حضور در خیابان» مجموعه‌ای از فرآیندها، روش‌ها، فنون، ابزارها، تجهیزات و مهارت‌هاست که خروجی آن انسان انقلابی است و این‌ها «فناوری‌های نرم» و عمدتاً «فناوری‌های فرهنگی» هستند.
 
وی با اشاره به سخنان حجت الاسلام خطیبی در جلسه‌ای پیشین درباره اقتصاد، گفت: ایشان تأکید کردند اقتصاد یک دانش فرهنگ‌پایه است.گ و من همواره گفته‌ام اقتصاد خود به مثابه فرهنگ است و مارکسیست‌ها می‌گفتند زیربنای همه تحولات اقتصاد است، در حالی که ما فرهنگ را زیربنا می‌دانیم. مارکس با الهام از هگل، مثلثی را که او بر نوک عقل قرار داده بود، برعکس کرد و قاعده را که به زعم او اقتصاد بود، بر زمین نشاند؛ ما همان جا فرهنگ را قرار می‌دهیم.
 
حجت‌الاسلام بهمنی با اشاره به تعبیر «فرهنگ اقتصادی» و «اقتصاد مقاومتی»، ادامه داد: امام خمینی (ره) فرهنگ را ریشه سعادت ملت‌ها می‌دانستند. اقتصاد نیز می‌تواند همچون فرهنگ عمل کند؛ گفته‌اند «پول باعث خوشبختی نیست اما بی‌پولی می‌تواند موجب بدبختی شود». اقتصاد می‌تواند کشوری را بدبخت کند، کشور انقلابی را خوار سازد و مردم را عصبانی و ناامید به خیابان‌ها بکشاند. بنابراین اقتصاد نیز می‌تواند در لباس فرهنگ، دین و «فناوری نرم» ظاهر شود، نه اینکه صرفاً جای فرهنگ را تنگ کند، بلکه گاهی می‌خواهد جای دین بنشیند.
 
وی با اشاره به نمونه‌هایی از غرب، گفت: همان آمریکایی که می‌گوید ایدئولوژی نباید دخالت کند، رئیس‌جمهورش (ترامپ) خود را صریحاً مسیحی معرفی می‌کند؛ هرچند ممکن است این ادعا به سخره گرفته شود، اما واقعیت ماهیت او را نشان می‌دهد. به گفته این استاد حوزه، در جنگ ترکیبی، فناوری‌ها چه سخت و چه نرم نقشی اساسی دارند و تاریخ جنگ‌ها نشان می‌دهد که توسعه فناوری‌ها همواره در واکنش به پیچیده‌تر شدن تهدیدات رخ داده است.
 
حجت‌الاسلام بهمنی با مرور تاریخ تحول ابزار جنگی، از چوب و سنگ تا شمشیر، تیر و کمان، منجنیق، باروت، تفنگ و سلاح‌های کشتار جمعی، بیان کرد: هرچه طرف مقابل پیچیده‌تر جنگیده، ما نیز ابزارهای پیچیده‌تری ایجاد کرده‌ایم. 
 
وی افزود: سپر در برابر شمشیر، قلعه در برابر منجنیق و سپس منجنیق در برابر قلعه‌ها به‌عنوان فناوری‌های جدید شکل گرفته‌اند و این روند، گام‌به‌گام و در بستر جنگ‌ها و تهدیدات ادامه یافته است.
 
وی با اشاره به اصطلاح «جنگ ترکیبی»، خاطرنشان کرد: بعضی تصور می‌کنند جنگ‌های گذشته ساده و یک‌بعدی بوده و امروز جنگ‌ها ترکیبی شده‌اند؛ در حالی که به نظر من هیچ‌گاه جنگ‌ها بسیط و یک‌وجهی نبوده‌اند و همواره جنگ‌ها ترکیبی بوده‌اند و دشمن تنها با شمشیر یا سلاح سخت وارد میدان نشده است، بلکه به‌موازات آن، منابع حیاتی، آب، اقتصاد و افکار عمومی را نیز هدف قرار داده است.
 
حجت الاسلام بهمنی برای تبیین این موضوع، به ماجرایی از جنگ صفین اشاره کرد و گفت: نقل شده است امیرالمؤمنین (ع) هنگام ورود به منطقه صفین، موقعیت برتری را در بالادست فرات و نزدیک منابع آب به دست آوردند و معاویه در پایین‌دست موضع گرفت و این شرایط باعث نگرانی معاویه شد که مبادا علی (ع) آب را بر او ببندد. وی افزود: در این میان، با یک اقدام روانی و اطلاعاتی، شایعه‌ای در لشکر امیرالمؤمنین (ع) منتشر شد؛ شبیه آنچه امروز در قالب پیام در شبکه‌های اجتماعی، استوری و توییت دیده می‌شود.
 
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) ادامه داد: بر اساس نقل‌ها، شبی نامه‌ای از منبعی ناشناس که خود را «بنده خدا» و خیرخواه معرفی کرده بود به‌وسیله نیزه یا تیر به داخل لشکر امیرالمؤمنین (ع) پرتاب شد. در آن نوشته آمده بود معاویه قصد دارد آب‌بند فرات را بشکند تا سیل لشکر علی (ع) را ببرد و این خبر دهان‌به‌دهان گشت تا جایی که همه نگران شدند و گفتند نیم ساعت دیگر «ناو» معاویه می‌رسد و سد را می‌شکند؛ همان‌گونه که امروز برخی از ناوهای دشمن در خلیج فارس به تهدید موشکی متوسل می‌شوند.
 
 
/انتهای خبر