
چشمانداز مذاکره در سایه تجربه جنگ؛ سه اصل برای تحلیل آینده منازعه ایران و آمریکا
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجت الاسلام هادی شجاعی عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) در جمع اساتید و دانش پژوهان موسسه امام خمینی(ره) اظهار کرد: برای درک دقیق ماهیت مذاکرات فعلی بین ایران و آمریکا و ترسیم چشمانداز آن، توجه به سه اصل اساسی ضروری است که هر یک، سطحی از قطعیت دارند و میتوانند مبنای تحلیل واقعبینانهای از مسیر پیشرو باشند.
اصل نخست؛ نگاه مبنایی جمهوری اسلامی به مسئله مذاکره و جنگ
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: در این بخش سه نکته اساسی قابل تأمل است: نخست آنکه؛ ایران به دنبال جنگ نیست و آن را به صلاح خود نمیداند، چراکه در طول دهههای گذشته با وجود تحمل سختیها و سرمایهگذاری بر روی توسعه و تقویت توانمندیهای داخلی، مسیر پیشرفت را پیموده و زمان را به نفع خود و در راستای تحکیم پایههای قدرت داخلی و خارجی خویش میبیند؛ بنابراین تا زمانی که جنگ، درب خانهاش را نزند، تمایل به جنگ ندارد و مسائل منطقهای خود را نیز به روشهای آزموده شده و کمهزینهتر دنبال میکند.
وی ادامه داد: نکته دوم اینکه؛ منطقه غرب آسیا به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خود همواره در کانون توجه قدرتهای بزرگ بوده و آمریکا در اسناد امنیت ملی خود به صراحت اعلام کرده که نباید اجازه داد قدرت مستقل و بزرگی در این منطقه شکل بگیرد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب مسیر استقلال و خودکفایی را در پیش گرفته و بر اساس اسناد بالادستی مانند سند چشمانداز بیستساله، خود را برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه آماده کرده است. حرکت تدریجی اما پیوسته ایران به سمت تبدیل شدن به یک قدرت مستقل و تأثیرگذار در منطقه، در تضاد مستقیم با ماهیت سلطه طلبانه آمریکا قرار دارد. این تضاد ذاتی و ساختاری، بهگونهای است که آمریکا تحمل شکلگیری چنین قدرتی را ندارد و به همین دلیل، برخورد میان دو طرف از چند دهه پیش، امری اجتنابناپذیر به نظر میرسید و این درک از دیرباز برای رهبران جمهوری اسلامی وجود داشته و تمام برنامهریزیها و سرمایهگذاریهای کلان، به ویژه در حوزه نظامی و دفاعی، با نگاه به این روز انجام شده است.
حجت الاسلام شجاعی گفت: سوم آنکه؛ تجربه مستقیم ناامنی در پایتخت و شهرهای بزرگ کشور و تأثیر عمیق آن بر زندگی روزمره مردم و مسئولین در طول ماههای اخیر، به نقطه عطفی در نگاه کارگزاران جمهوری اسلامی تبدیل شده است. کسانی که امروز در رأس تصمیمگیریهای دیپلماتیک قرار دارند، ناامنی را از نزدیک لمس کرده و پیامدهای آن را بر زندگی عادی مردم دیدهاند.
وی ادامه داد: این تجربه تاریخی و زیسته، هرگونه بازگشت به رویکرد تعامل و امتیازدهی به غرب به شکل سابق را بشدت سخت کرده و بدبینی عمیقی نسبت به نیات طرف مقابل ایجاد نموده است. این افراد به خوبی دریافتهاند که اعتماد به غرب و مذاکره بدون پشتوانه قدرت، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه امنیت ملی و زندگی روزمره مردم را نیز به مخاطره میاندازد.
اصل دوم؛ اولویت واقعی آمریکا در مذاکرات
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: اگرچه گفتوگوها حول محور پرونده هستهای انجام میشود، اما این موضوع برای آمریکا دیگر اولویت سابق را ندارد. در دورانی که ایران تنها غنیسازی محدود دو یا سهدرصدی داشت و تعداد معدودی سانتریفیوژ در اختیار داشت، مهار هستهای هدف اصلی بود. اما اکنون ایران به یکی از هشت کشور دارنده چرخه کامل سوخت هستهای تبدیل شده و از مرزهای فناوری ساخت بمب اتم نیز عبور کرده است. امروز آنچه برای غرب اولویت دارد، نقش منطقهای ایران و تأثیر آن بر معادلات جهانی است. از سوی دیگر، تحولات درونی اسرائیل و روند فروپاشی ساختارهای سیاسی و امنیتی آن، معادلات منطقه را بهگونهای تغییر داده که آمریکا برای حفظ نظم پیشین و جلوگیری از شکلگیری نظم جدید به رهبری ایران، چارهای جز مقابله ندارد.
حجت الاسلام شجاعی عنوان کرد: شواهد متعدد ازجمله اظهارات مقامات اوکراینی و تحلیل نشریات نزدیک به کنگره آمریکا نشان میدهد که امروز غرب حل مسائل خود با روسیه و چین را نیز درگرو مقابله با ایران میبیند. بنابراین مذاکرات فعلی بیش از آنکه به دنبال حلوفصل پرونده هستهای باشد، ممکن است پوششی برای اهداف دیگر یا خریدن زمان برای بازطراحی سناریوهای بعدی باشد.
اصل سوم؛ بستر زمانی و فرآیند طی شده
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) یادآور شد: دههها مذاکره، تحریم و بحرانآفرینی درنهایت به جنگ دوازده روزه منجر شد که به تعبیر مقامات ارشد، مرحلهای از یک جنگ مستمر بود و آمریکا به همراه متحدانش آن را طراحی و اجرا کرد. این جنگ با ضربه محدود آغاز شد و سپس مراحل بعدی را در پی داشت و در ادامه، شبه کودتای دیماه به عنوان مرحله دوم این جنگ طراحی شد که با ناامنیهای داخلی و فشار اقتصادی همراه گشت و منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم شد. اما مسیر به همین جا ختم نشد؛ به اذعان برخی مسئولین عالی رتبه کشور، آمریکاییها در مرحله سوم قصد داشتند در اواخر دیماه حمله محدود دیگری را علیه ایران انجام دهند و همزمان پیشنهاد واکنش محدود و حمله به برخی پایگاههای خود را نیز مطرح کردند.
وی اذعان کرد: هدف آنها ایجاد دوراهی از ضربات محدود ولی مستمر بودتا ضمن اجتناب از هزینههای جنگ فراگیر، از این طریق به تدریج ایران را تضعیف کنند. این روند برای ایران قابلقبول نبود و با این منطق که هر حمله محدودی به جنگ منطقهای فراگیر منجر خواهد شد، آن را نپذیرفت و اکنون هر دو طرف در حال آمادهسازی افکار عمومی و صحنه میدانی هستند. ایران تلاش دارد با رایزنیهای منطقهای و نشان دادن آمادگی همهجانبه، هزینه جنگ فراگیر را برای آمریکا افزایش داده و احتمال وقوع آن را کاهش دهد. ضمن آنکه می کوشد افکار عمومی خود را در این جهت قانع کند که همه تلاشهای لازم برای جلوگیری از جنگ را انجام داده است.
وی افزود: از سوی دیگر، نیاز آمریکا و غرب به تضعیف ایران، در کنار ماهیت سرمداران فعلی کاخ سفید و همچنین تلاش این کشور برای بازآرایی مجدد نیروهای خود و همپیمانانش در منطقه، نشان میدهد که آنها نیز بهسادگی از گزینه جنگ عبور نخواهند کرد.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) ابراز کرد: با کنار هم گذاشتن این اصول، میتوان به این نتیجه رسید که خوشبینی چندانی به نتیجهبخش بودن مذاکرات فعلی وجود ندارد و ایران با تکیه بر تجربه تاریخی و افزایش توانمندیهای خود، به دنبال تضمینهای واقعی و نه امتیازدهی یکطرفه است، درحالیکه آمریکا به دنبال تغییر معادلات منطقهای و مهار قدرت ایران در قالبی فراتر از پرونده هستهای هست. هر دو طرف خود را برای سناریوی جایگزین آماده میکنند؛ سناریویی که در حالت بدبینانه می تواند منجر به جنگ فراگیر منطقه ای شود و خسارات جانی و مالی بیشماری را به همراه آورد.
حجت الاسلام شجاعی خاطرنشان کرد: تصمیم نهایی به این بستگی دارد که آیا آمریکا حاضر به پذیرش هزینههای این جنگ گسترده خواهد بود یا منطق بازدارندگی ایران که هر حمله محدودی را به جنگ فراگیر پیوند میزند، محاسبات را به سمت دیگری تغییر خواهد داد.
/انتهای پیام