جهان در آستانه یک فروپاشی تمدنی است / روانشناسی سکولار در مظان اتهام

جهان در آستانه یک فروپاشی تمدنی است / روانشناسی سکولار در مظان اتهام


رئیس انجمن روانشناسی اسلامی با تأکید بر اینکه جهان امروز با یک بحران و فروپاشی عمیق تمدنی مواجه است، گفت: یکی از ارکان این شکست تمدنی، روانشناسی معاصر است که با تعریف خودمحور و غیرالهی از انسان، به‌جای تعالی بشر، به تولید بحران‌های هویتی، اخلاقی و اجتماعی دامن زده است.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، هادی بهرامی احسان، رئیس انجمن روانشناسی اسلامی، در نشست «معرفی جریان‌های روانشناسی اسلامی: پیش‌نشست همایش قرآن و روانشناسی» که در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، با تبریک ایام ماه مبارک شعبان اظهار کرد: امروز جهان در وضعیتی بسیار پرآشوب قرار دارد و بدون ورود به بحث‌های سیاسی، می‌توان گفت که یک اختلال و شکست عمیق تمدنی در حال وقوع است؛ شکستی که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی آن، بیش از گذشته بشر را درگیر خواهد کرد.

وی با بیان اینکه روانشناسی معاصر یکی از ارکان این فروپاشی تمدنی است، افزود: روانشناسی رایج جهانی، بر اساس معیارهای تمدن مدرن، انسان را موجودی خودمحور، خودشیفته و بی‌توجه به حقوق دیگران تعریف کرده است و خروجی این نگاه، فجایعی است که امروز در جهان شاهد آن هستیم؛ از جمله قتل‌عام گسترده زنان و کودکان در فلسطین اشغالی و سکوت مرگبار نظام‌های سیاسی جهان در برابر آن.

رئیس انجمن روانشناسی اسلامی با اشاره به گسترش فضاهای دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی هشدار داد: یکی از بسترهای بسیار نگران‌کننده پیش‌رو، غلبه فضای دیجیتال و خیال بر واقعیت است. کودکان و نوجوانان از سنین پایین در معرض تصاویر و فضاهای بصری جذاب قرار می‌گیرند و به‌تدریج توان تطابق با واقعیت را از دست می‌دهند. اگر روند توسعه هوش مصنوعی با این شتاب ادامه یابد، در آینده‌ای نزدیک با موجی از اختلالات هویتی، جنسی و جنسیتی مواجه خواهیم شد.

وی ادامه داد: انسان امروز در معرض اغتشاش و بی‌نظمی تمدنی قرار دارد و این نظم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که مبتنی بر یک روانشناسی خاص است، به‌زودی آثار مخرب‌تری از خود نشان خواهد داد. اگر نگاه ما معطوف به آینده نزدیک باشد، به‌خوبی می‌بینیم که در معرض چه مخاطرات جدی و فراگیری قرار داریم.

بهرامی احسان با تأکید بر ضرورت تحول بنیادین در روانشناسی تصریح کرد: روانشناسی معاصر با وجود برخی دستاوردهای مثبت، در انجام رسالت اصلی خود یعنی رشد و تعالی انسان ناکام مانده است. بر اساس گزارش‌های رسمی سازمان بهداشت جهانی، شیوع اختلالات روانی پس از کرونا به ۳۰ تا ۳۵ درصد جمعیت جوامع رسیده است. اگر چنین آماری وجود دارد، باید پرسید روانشناسی کجاست و چه می‌کند؟

وی با بیان اینکه روانشناسان امروز در معرض یک اتهام جدی تاریخی قرار دارند، افزود: ما باید پاسخ بدهیم که با انسان، با جامعه و با جهان چه کرده‌ایم. اگر روانشناسی با همین شکل و شمایل موجود ادامه یابد، نه‌تنها مشکلات را حل نخواهد کرد، بلکه در تقاطع با بحران تمدنی، آسیب‌های عمیق‌تری تولید خواهد کرد.

رئیس انجمن روانشناسی اسلامی با اشاره به غربت جریان روانشناسی دینی گفت: جریان‌های اسلامی و دینی در حوزه روانشناسی، چه در جهان و چه در کشور ما، از نظر عددی و نهادی بسیار محدودند. حتی در کشوری که نظام اسلامی حاکم است، وقتی از روانشناسی اسلامی سخن گفته می‌شود، بعضاً با تعجب یا اتهام سنت‌گرایی و عقب‌ماندگی مواجه می‌شویم.

وی افزود: اگر قرار است روانشناسی دینی، روانشناسی مسئولانه و انسانیِ واقعی نقشی در آینده بشر ایفا کند، نیازمند چند پیش‌شرط اساسی است؛ نخست، تولید علمی گسترده، عمیق، سازمان‌یافته و با دامنه انتشار وسیع. توسعه علم، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک فعالیت فردی و دانشگاهی نیست، بلکه ماهیتی کاملاً سازمان‌یافته دارد.

بهرامی احسان با اشاره به نظریات تحول علم اظهار کرد: همان‌گونه که توماس کوهن توضیح می‌دهد، پارادایم‌های علمی در بستر شبکه‌ها، سیاست‌های پشتیبان و فعالیت‌های اجتماعی شکل می‌گیرند. علم، صرفاً حاصل نبوغ فردی در آزمایشگاه نیست؛ بلکه قدرت، سرمایه، شبکه‌های اجتماعی و نهادهای سازمان‌دهنده دانش در شکل‌گیری و تثبیت آن نقش تعیین‌کننده دارند.

وی تأکید کرد: بدون سازمان‌یافتگی، کار تشکیلاتی و حمایت نهادی، توسعه علم دینی در حوزه روانشناسی عملاً ناممکن است؛ به‌ویژه در فضای مسلط و امپریالیستی علم جهانی که برای جریان‌های مستقل، مجال تنفس بسیار محدود است.

رئیس انجمن روانشناسی اسلامی با اشاره به تأسیس این انجمن گفت: تأکید ما بر شکل‌گیری انجمن روانشناسی اسلامی و ایرانی، ایجاد یک هویت اجتماعی و علمی پایدار است که وابسته به اشخاص نباشد و بتواند فعالیتی هماهنگ، مستمر و اثرگذار در سطح ملی و فراملی داشته باشد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه شنیدن حرف‌های تازه و حقیقت‌محور است. بشر از تکرار مفاهیم بنجل و ناکارآمد خسته شده و وقتی با یک سخن اصیل مواجه می‌شود، از آن استقبال می‌کند. اگر جهان را در آستانه یک تحول و انقلاب تمدنی بدانیم، رسالت ما بسیار سنگین است؛ رسالتی که نباید به مرزهای ملی محدود بماند و تنها از مسیر کار تشکیلاتی، سازمان‌یافته و شبکه‌ای به ثمر خواهد نشست.

 

/انتهای پیام