
فلسفه سیاسی شیعه تئوری محور و تمدنساز است/ سه دوره تاریخی رابطه مرجعیت شیعی با مردم
مدیر دفترارتباطات فرهنگی مؤسسه امام خمینی(ره)، با تشریح فلسفه سیاسی اسلام ناب، به تبیین سه دوره تاریخی رابطه مرجعیت شیعی با مردم پرداخت و تأکید کرد: جریان اسلام ناب برای شکلگیری تمدن اسلامی، مراحل مشخصی را طی کرده که در نهایت به انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت مبتنی بر اسلام ناب منجر شد.
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجتالاسلام مجید اشکوری، مدیر دفتر ارتباطات فرهنگی مؤسسه امام خمینی(ره) در نشست «انقلاب اسلامی؛ چند گام تا پیشرفت» با تشریح فلسفه سیاسی اسلام ناب، به تبیین سه دوره تاریخی رابطه مرجعیت شیعی با مردم پرداخت و تأکید کرد: جریان اسلام ناب برای شکلگیری تمدن اسلامی، مراحل مشخصی را طی کرده که در نهایت به انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت مبتنی بر اسلام ناب منجر شد و مسیر انقلاب را نیازمند «بصیرت جمعی» است.
وی افزود: جریان اسلام ناب برای شکلگیری تمدن اسلامی، مراحلی را طی کرده و این فرآیند، در قالب رابطه مرجعیت شیعی (اسلام ناب) با مردم قابل تحلیل است و این رابطه تاریخی، سه دوره اصلی را پشت سر گذاشته که هر کدام بازه زمانی و ویژگیهای خاص خود را دارد.
حجتالاسلام اشکوری اولین دوره را «رابطه علمی» نامید و گفت: این دوره بازه زمانی حدود ده قرن را در بر میگیرد. در این دوره، نهضت شیعی در پی طی کردن مرحله تمدنسازی یا ارائه «دستگاه معرفتی» است و هدف، ارائه، تبلیغ، تبیین و در نهایت تبدیل این دستگاه به باوری ریشهدار در جامعه است.
وی با اشاره به ویژگیهای این دوره گفت: در طول این ده قرن، در سی سال نخست، تئوری اسلام ناب در زمان رسول اکرم(ص) ارائه و گسترش یافت، اما بر اساس نگاه اهل سنت، دولت مدینه و منطقه حجاز و سپس مناطق تحت زعامت اسلام شکل گرفت. اکثر افراد در منطقه با تفکر جریان عملمحور اول زندگی میکردند؛ یعنی عمل را بر تئوری و ساختار مقدم میدانستند.
مدیر دفتر ارتباطات فرهنگی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: در دوران بنیعباس، حمله مغولها و سپس آمدن عثمانیها رخ داد. در تمام این دوره، شرایط بر شیعیان بسیار سخت گذشت. تفکر تئوری محور به سختی امکان رشد یافت و اجازه داده نمیشد این تئوری به درستی ارائه شود. این دوران، «دوره محنت» جریان اسلام ناب و همان رابطه علمی بود.
وی دوره دوم را «رابطه مقلد و مقلدین» خواند که به دو مرحله «مرجعیت پراکنده» و «مرجعیت عامه» تقسیم میشود و به دنبال حمله مغول، فضایی ایجاد شد که جریان اسلام ناب توانست مجال بیشتری بیابد. در این فضا دو جریان شکل گرفت.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: اولین جریان، تفقهی نبود و رشد سریعتری داشت. با فعالیتهای شیخ صفیالدین، به مرور زمان حکومتی به نام دولت صفویه تشکیل شد که در ابتدا اغلب مردم آن اهل سنت بودند. در این دوره و بر پایه فعالیتها و دعوتهای صورت گرفته، جامعه به تدریج با اسلام ناب آشنا شد.
حجت الاسلام اشکوری ادامه داد: در این دوره، رابطه مقلد و مقلدین آغاز شد. مردم برای دستیابی به معالم و احکام دین، از عالمان شیعی پرسوجو میکردند. جریان حوزوی که حاکمیت داشت، به شکلگیری مرجعیت پراکنده انجامید؛ به طوری که هر شهر و استانی یک مجتهد داشت.
وی با اشاره به تحول بعدی گفت: از اواخر دوران قاجار، با فعالیت وحید بهبهانی، جریانی اصولی حاکم شد و تفقه علمی قوت گرفت. این جریان معتقد بود باید احکام را از ادله استنباط کرد و آن فقیهی که اعلم است، مرجعیت دارد. این تحول، رابطه مقلد و مقلدین را به مرجعیت عامه تبدیل کرد که در این دوره، مرجعیت شیعی «نفوذ کلمه» پیدا کرد و به قدرت وسیعتری دست یافت.
مدیر دفتر ارتباطات فرهنگی مؤسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: در دوره مرجعیت عامه، این تمدن صاحب قدرت سیاسی شد و از زمان شکلگیری آن، وارد مرحله رابطه ولایی میشویم. هنگامی که حاکمیت شیعه صاحب قدرت شد، کار تمدنسازی را آغاز کرد. این رابطه ولایی، ضمن اجرای احکام، متضمن اعمال ولایت در احکام حکومتی است که نمونه آن در نهضت تنباکو رخ داد.
وی افزود: دوره بعدی، مقارن با مشروطه بود که در آن تلاش شد قدرت سیاسی از شاهان قاجار گرفته شود و دوره شیعی تطبیق پیدا کند. این مرحله، اعمال ولایت در ساختارسازی بود که در زمان مشروطه به موفقیت کامل نرسید. در نهایت، انقلاب اسلامیبه وقوع پیوست و ساختاری در راستای اسلام ناب آغاز به کار کرد و حکومت اسلامی تشکیل شد.
حجت الاسلام اشکوری در پاسخ به این پرسش که «زمانه انقلاب اسلامی چه زمانی بود؟» گفت: زمانهای که انقلاب در آن رخ داد، زمانه سیطره فرهنگ و تمدن غرب بر کل جهان بود و این سیطره در سه سطح شکل گرفته بود: نخست در نظام فکری و دستگاه معرفتی، به این معنا که غرب توانسته بود دستگاه معرفتی خود را به جامعه جهانی تحمیل کند.
/انتهای پیام