
بحران دیماه ۱۴۰۴: نبرد ناتو در چارچوب جنگ ترکیبی علیه ایران
به گزارش روابط عمومی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، حجت الاسلام هادی شجاعی عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) طی گفتگویی در پاسخ به این سوال که مهمترین هدف دشمن در اغتشاشات و نقش دشمنان نظام در اغتشاشات اخیر چه بود، اظهار کرد: تحولات خشن و گسترده دیماه ۱۴۰۴ در ایران، برخلاف روایت سادهانگارانه اعتراضات خودجوش یا حتی اغتشاش، در واقعیت، نمایشی تمامعیار از یک «جنگ ترکیبی» طراحیشده بود. این رخداد، با عبور از مرزهای متعارف درگیری، در فضای خاکستری بین جنگ و صلح قرار گرفت و تمام مؤلفههای نظریه جنگ نسل پنجم یا هیبریدی را در خود متجلی کرد. هدف، نه بیان نارضایتی مدنی، بلکه اجرای یک عملیات پیچیده برای تضعیف حاکمیت ملی، تخریب انسجام اجتماعی و نهایتاً ایجاد بیثباتی عمیق با هزینهای حداقلی برای طراحان آن بود. تحلیل ماهیت این بحران، تنها با درک چارچوب جنگ ترکیبی و نقش بازیگران بینالمللی آن ممکن میشود.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: جنگ ترکیبی، که عالیترین و پیچیدهترین سطح درگیری در عصر حاضر محسوب میشود، با ابهام عمدی، استفاده همزمان از بردارهای متنوع و هدف قرار دادن اراده سیاسی-اجتماعی کشور هدف شناخته میشود. در دیماه ۱۴۰۴، این مؤلفهها به وضوح مشاهده شد. مهاجم، با پنهان کردن ابتدایی نقش خود پشت صحنهای از تحریکات اقتصادی، از منطقه خاکستری بهره برد، اما به دلیل ضرورت حمایت علنی از عوامل اجرایی، ناچار به کنار زدن نسبی پرده ابهام شد.
وی ادامه داد: این جنگ، چندوجهی بود و بردارهای نظامی (عملیات تروریستی مسلحانه توسط نیروهای آموزشدیده خارجی و داخلی)، اطلاعاتی (رهبری عملیات از طریق رسانههایی مانند ایران اینترنشنال)، سایبری، اقتصادی (تحرک برای اختلال در بازار) و بهویژه شناختی (بازسازی تصویر رژیم پهلوی و تحریف تاریخ برای نسل جوان) را همزمان به کار گرفت. هدف نهایی، ایجاد کشتار و هراس برای تخریب مشروعیت نظام و تحمیل خواستههای خارجی بود.
حجت الاسلام شجاعی گفت: طراحی و هدایت این عملیات گسترده، بدون پشتیبانی یک قدرت فراملی با توانایی هماهنگسازی منابع گوناگون، ممکن نبود. اسناد و اظهارات مقامات ایرانی، از جمله مقام معظم رهبری و بیانیه شورای امنیت کشور و...، به وضوح به نقش مستقیم ایالات متحده آمریکا (بهویژه با محوریت شخص دونالد ترامپ)، رژیم صهیونیستی و برخی متحدان منطقهای آنان اشاره دارد. این شبکه، نه تنها بودجه کلان (با تعرفههایی مشخص برای هر نوع تخریب و کشتار)، پشتیبانی لجستیکی و آموزش نیروها (شامل صدها تروریست حرفهای و عناصر نفوذی) را تأمین کرد، بلکه با تشکیل مراکز گفتوگو برای ترسیم آیندهای تجزیهطلبانه برای ایران، عمق طراحی استراتژیک خود را آشکار ساخت.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: ورود بیسابقه و علنی مقامات این کشورها به حمایت از آشوب، نشان از سطح بالای سرمایهگذاری و انتظار برای دستیابی به نتیجهای قطعی داشت. نکته حیاتی در این طراحی، تلاش برای ایجاد سرپل یا مناطق تحت کنترل در نقاط حساسی مانند جزیره کیش در جنوب و برخی مناطق مرزی در شرق و غرب کشور بود. صدها نیروی کاملاً آموزشدیده خارجی و داخلی با این مأموریت کلیدی وارد عمل شده بودند که با تصرف و تثبیت حضور در این مناطق استراتژیک، زمینه را برای مداخله مستقیم نظامی ناتو و آمریکا تحت عنوان اقدام بشردوستانه فراهم آورند. این سناریو، بحران را از سطح اغتشاش داخلی به یک تهدید تمامعیار علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ارتقا میداد.
استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: ویژگیهای میدانی این جنگ ترکیبی، آن را از هر اعتراض یا شورش داخلی متمایز میسازد. تمرکز بر کشتهسازی حداکثری (با ۳۱۱۷ جانباخته که بخش عمده آن با سلاح گرم، ضربات نزدیک و جنایات داعشگونه انجام شد)، حمله نظامی سازمانیافته به زیرساختهای حیاتی (مراکز امنیتی، دولتی، پایگاههای نظامی)، تخریب هدفمند اماکن مذهبی (مساجد) و فرهنگی (با هدف شکستن هویت ملی)، و استفاده از مواد مخدر صنعتی برای ایجاد خشونت کور در عوامل، همگی نشاندهنده ماهیت تروریستی و جنگی این رخداد است. حتی برخلاف اغتشاشات متعارف، غارت هدف اصلی نبود، بلکه تخریب سیستماتیک فروشگاههای زنجیرهای تأمین ارزاق عمومی برای تشدید بحران معیشتی در دستور کار قرار داشت.
/انتهای پیام