مساله وحدت حوزه و دانشگاه از ایده های راهبردی امام راحل است

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) گفت: مساله وحدت حوزه و دانشگاه از ایده های راهبردی حضرت امام ره است که برغم گذشت بیش از چهار دهه از طرح اولیه آن، به دلیل برخی ابهامات همچنان باب گفت و گو در آن مفتوح است.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه امام خمینی ره، سید حسین شرف‌الدین طی گفتگویی به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه در پاسخ به این سوال که به نظر شما فلسفه و هدف اصلی نامگذاری روز وحدت حوزه و دانشگاه چیست و چرا این وحدت برای جامعه علمی و دینی امروز مهم است؟ اظهار کرد: مساله وحدت حوزه و دانشگاه از ایده های راهبردی حضرت امام ره است که برغم گذشت بیش از چهار دهه از طرح اولیه آن، به دلیل برخی ابهامات همچنان باب گفت و گو در آن مفتوح است. انتظار این بود که با گذشت این مدت طولانی و طرح و تبادل انواع دیدگاه‌ها و کسب تجربه های متنوع، افق های روشن تری فراروی کارگزاران گشوده شود اما برغم حصول برخی موفقیت ها، هدف غایی این پروژه و میزان تقرب به آن همچنان سزاوار واکاوی و خردورزی است.

 عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: مطلوبیت ذاتی وحدت وهماهنگی میان نهادهای اصلی جامعه برای تحقق اهداف کلان اجتماعی، از میان بردن برخی فاصله ها و گسل های تاریخی میان حوزه و دانشگاه، پایان دادن به جدایی و بلکه تقابل این دو مرکز علمی مهم(که همواره دو نظام سنتی و مدرن را نمایندگی می کردند)، خنثی سازی بخشی از توطئه های فرهنگی ریشه داردشمن و تلاش در جهت جدایی و ایجاد تقابل میان این دو مرکز، سامان دهی و یکپارچه سازی نظام آموزش و پژوهش کشور، تقویت و ارتقای سرمایه ها و ظرفیت های علمی دو مرکز از طریق تعامل و تعاطی سازمان یافته، ایجاد زمینه بیشتر برای توسعه همه جانبه کشور، بالا بردن ضریب تحقق استقلال کشور در بخش های مختلف، انتقال ضابطه مند معارف علمی و آکادمیک به حوزه ها و متقابلا انتقال معارف دینی و الهیاتی به دانشگاهها، تحقق ایده اسلامی سازی دانشگاه‌ها و عینیت یافتن دانشگاه اسلامی، مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب در دانشگاهها(مادی گرایی، نسبیت گرایی، سکولاریسم و...)، تبادل الگوها، رویه ها، تجربه ها و دستاوردهای آموزشی و پژوهشی، بسترسازی برای تداوم و پویایی انقلاب اسلامی، ایجاد زمینه برای تحقق جنبش نرم افزاری تولید علم متناسب با نیازهای کشور، درگیر ساختن وسیع حوزه ها با علوم انسانی و اجتماعی جدید، عینیت یابی پروژه اسلامی سازی یا تولید علوم انسانی اسلامی، بهره گیری دانشگاهها از ظرفیت حوزه ها برای تدریس دروس معارف اسلامی، امکان یابی بیشتر برای تربیت دانشجویان متناسب با ارزش ها و ایده آلهای اخلاقی اسلام، تامین بخشی از نیاز اطلاعاتی و علمی فقها برای رویارویی فقیهانه با موضوعات نوپدید و مسائل مستحدث، تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص متناسب با نیازکشور، تحقق برخی آرمانهای بنیادین انقلاب اسلامی مثل اقامه قسط و عدل، حل و فصل برخی دوگانه های واقعی یا پنداری در فضای علمی مثل سنت و تجدد، قرائت های سنتی و روشنفکرانه از آموزه ها و احکام دین، تخصص و تعهد، مدیریت فقهی و مدیریت علمی، تقابل علم و دین، عقل و دین، علم و ایدئولوژی، دانش و ارزش، آرمان و واقعیت، علم دینی و سکولار، ملت و امت، ایرانیت و اسلامیت و بواقع اگر حوزه را مظهر «ایمان» و دانشگاه رامظهر «علم» بدانیم، رابطه آنها در مقام راهبری انسانها در راستای تحقق اهداف و آرمانهای متعالی، مکمل و مقوم است.

وی ادامه داد: شهید مطهری، چه زیبا این نسبت را ترسیم کرده است: «علم به ما روشنایی و توانایی می بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی؛ علم ابزار می سازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت می دهد و ایمان جهت؛ علم توانستن است و ایمان خوب خواستن؛ علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمی می کند و ایمان روان را روان آدمیت می سازد؛ علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می برد؛ علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز؛ علم به انسان نیروی منفصل می دهد و ایمان نیروی متصل؛ علم زیبایی عقل است و ایمان زیبایی روح؛ علم زیبایی اندیشه است و ایمان زیبایی احساس؛ علم امنیت برونی می دهد و ایمان امنیت درونی. (مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ۱۳۷۹، ص ۳۲)

شرف الدین خاطرنشان کرد: لازم به ذکر است که این ایده راهبردی حضرت امام ره علاوه بر تاثیرات و انعکاسات متنوع آشکار و پنهان در حوزه و دانشگاه، زمینه شکل گیری برخی مراکز ترکیبی نوپدید حوزوی – دانشگاهی را نیز فراهم آورد. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، دانشگاه امام صادق(ع)، مدرسه عالی شهید مطهری، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، دانشگاه رضوی از این نوع اند.

این استاد دانشگاه در ادامه ضمن پاسخ به این سوال که این ایده در مقام عمل با چه موانع و مشکلاتی مواجه بوده است؟ گفت: عمده ترین مانع وجود برخی ابهامات در مرکز و پیرامون ایده «وحدت» بود که هنوز هم کم و بیش، ضرورت بازخوانی این ایده را (بویژه در گردهمایی های سالانه ای که به همین مناسبت در حوزه و دانشگاه برگزار می شود) به یکی از دغدغه های اصحاب علم و فرهنگ تبدیل کرده است. ابهام در فلسفه و چرایی این وحدت، معنای وحدت، استلزامات آن، شاخص های آن، مکانیسم های تحقق آن، متولی یا متولیان تحقق این وحدت، مراحل تحقق آن، وظایف حوزه و دانشگاه در این خصوص؛

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: موانع دیگری نیز در این خصوص قابل ذکر است از آن جمله: عدم اهتمام و بلکه عدم اعتقاد برخی متولیان امر، تردید و مناقشه در اصل معقولیت، ضرورت و عملی شدن آن به دلیل وجود برخی تمایزات بنیادین میان این دو مرکز (در موقعیت و جایگاه اجتماعی، نقش ها و ماموریت ها، ساختارها، نوع فعالیت، ماهیت علوم، مبانی و مفروضات، پارادیم های غالب، زبان، منطق، اهداف و غایات، علایق)؛ تلقی فرایندی از این آرمان و احاله تحقق گام به گام آن به گذر زمان(وظیفه متولیان صرفا تمهید مقدمات و شرایط تحقق است)، جدی نگرفتن این ماموریت توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، ضعف آگاهی متقابل کارگزاران این دو مرکز از امکانات، فرصت ها و ظرفیت های یکدیگر، وجود برخی ذهنیت های منفی و رسوبات تاریخی در میان اهالی این دو مرکز نسبت به یکدیگر(که آنها را از نزدیک شدن به یکدیگر برحذر می داشت)، تاخر تاریخی حوزه ها از پیشرفت های زمانه و عدم توان کافی برای پاسخ دهی به سوالات و دغدغه های دانشگاهیان، وجود برخی ذهنیت های منفی ناشی از برخوردهای تقابلی برخی حوزویان با جریان روشنفکری دینی(دارای خاستگاه دانشگاهی)، اتهام زنی به برخی چهره های دانشگاهی به عنوان عناصر غرب زده، سکولار، مروجان علوم و فرهنگ غرب و موثر درسوق دادن سیاست های کلان کشور به سمت الگوهای توسعه غربی؛ کارشکنی های برخی مخالفان و منتقدان، نگرانی از تهدید منافع صنفی(بویژه در میان اهالی علوم انسانی و علوم اجتماعی).

وی ادامه داد: نیازی به ذکر نیست که دانشگاه مرجع الگویی خود را غرب و دانشگاهها و مراکز علمی آن دیار می داند و بر همکاری و ارتباط وثیق با آنها اصرار دارد و بالطبع تعامل(یا وحدت) با حوزه های علمیه، برغم اهمیت، آنها را از تداوم، تقویت و تعمیق ارتباطات و تعاملات با غرب بی نیاز نمی سازد(و البته ایده وحدت نیز دانشگاهها را از ارتباط با مجامع علمی معتبر دنیا نه منع بلکه ترغیب هم می کند). اما آنچه مسلم است اینکه نوع ارتباط ووابستگی این مراکز با مراکز مشابه در غرب و گستره تعاملات، درکم و کیف ارتباط آنها با حوزه های علمیه، تاثیرات واگرایانه دارد.

شرف الدین یادآور شد: موانع دیگری نیز در این خصوص ذکر شده است مثل فقدان یا ضعف زبان گفت و گو میان حوزه و دانشگاه، فقدان حضور شخصیت های محوری حوزوی – دانشگاهی موثر در شکستن این موانع مثل شهید مطهری، بهشتی، مفتح، باهنر و...؛ اتهام روحانیون به انحصارگرایی در تخصیص موقعیت های کلیدی کشور به خود و محروم ساختن فارغ التحصیلان مراکز دانشگاهی، ورود بی ضابطه حوزویان به رشته های دانشگاهی و مخدوش ساختن مرزها و حریم های تخصصی، البته برخی از اهالی حوزه و دانشگاه، تحولات به ظهور رسیده در این دو مرکز والگوگیریهای آشکار و پنهان آنها از یکدیگر در دوره بعد از انقلاب را از جمله ثمرات و برکات ایده وحدت برمی شمرند:

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) اذعان کرد: تحولاتی مثل افزودن دروس عمومی معارف اسلامی به برنامه های آموزشی رشته های مختلف دانشگاهی، استخدام و به کارگیری تعداد زیادی از روحانیون در دانشگاهها به عنوان مدرسان این دروس، تاسیس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها، جذب تعدادی از طلاب تحصیل کرده در رشته های غیر معارفی به عنوان هیات علمی، توسعه رشته گرایش های متعدد الهیاتی(مثل فلسفه، کلام، عرفان، تفسیر، فقه، علوم قرآنی، تاریخ اسلام، تاریخ تمدن اسلامی، اندیشه های اجتماعی متفکران مسلمان)، تالیف برخی کتب درسی دانشگاهی توسط فضلای حوزه(عمدتا توسط انتشارات نهاد نمایندگی و سمت)، حضور پرشمارروحانیون در دانشگاهها برای اجرای مناسک دینی و ارائه سخنرانی های مذهبی؛ همچنین روی آوردن غالب دانشگاهیان فهیم به مطالعه منابع اسلامی با هدف توسعه و تعمیق دانش تخصصی خود و ایفای موفق نقش های اجتماعی نیز از جمله برکات این تعامل بوده است.

وی ادامه داد: متقابلا حوزه ها نیز از رهگذر تقرب به دانشگاه تاثیراتی را خواسته یا ناخواسته پذیرفته اند. تغییرات و تاثیراتی در بخش جذب و گزینش نسبتا ضابطه مند طلاب، رشته بندی علوم، مقطع بندی آموزش ها(و تعیین سطوح)، نظام ترمی واحدی، تشکیل پرونده تحصیلی، حضور و غیاب، کلاس داری آکادمیک، سنجش و آزمون، آموزش دروس جنبی، آموزش های تخصصی، آموزش زبانهای خارجی، فعالیت فوق برنامه، بهره گیری از لوازم کمک آموزشی، سنت پایان نامه نویسی، اعطای مدرک (و کارنامه تحصیلی)و... ؛ همچنین حضور گسترده اساتید دانشگاه در رشته های مختلف برای تدریس دروس تخصصی در مراکز حوزوی نیز بخشی از این تعامل است.

شرف الدین در ادامه در پاسخ به این سوال که چگونه می‌توان تعامل حوزه و دانشگاه را در راستای توسعه علمی، فکری و فرهنگی جامعه تقویت کرد؟ خاطرنشان کرد: اجمالا از آنچه در پاسخ به سوالات گفته شد، پاسخ این سوال روشن می شود. به نظر می رسد با توجه به تعدد و تنوع زمینه های همکاری، روند تقرب و بلکه در هم آمیختگی حوزه ها و دانشگاهها بویژه در رشته هایی از علوم انسانی و علوم اجتماعی که سمت و سوی معارفی بیشتری دارند یا در راستای اسلامی سازی بیشتر مورد توجه اند، به آهنگی آرام و تدریجی در حال تحقق است. احتمالا اجرای سیاست هایی مثل بازخوانی مسیرهای طی شده در سنوات اخیر و ارزیابی نتایج و دستاوردها، شناسایی موانع و عوامل تقویت کننده و تضعیف کننده این مسیر، ارزیابی منتقدانه آثار و نتایج مثبت و منفی ناشی از این تقرب و تعامل، تبادل استاد و دانشجو، اجرای پروژه های تحقیقی مشترک، برگزاری همایش ها، نشست های علمی و کرسی های ترویجی و نظریه پردازی به صورت مشترک، مشارکت در ترجمه همراه با نقد آثار علمی اندیشمندان غربی، مشارکت در قالب انجمن های علمی، مشارکت دغدغه مند در پروژه اسلامی سازی یا تولید علوم انسانی اسلامی و... می تواند در این خصوص مفید باشد.

 

 

/انتهای پیام