گزارشی از ششمين نشست علوم انساني - اسلامي گروه اديان

گزارشی از ششمین نشست علوم انسانی اسلامی گروه ادیان  مؤسسه آموزرشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

 ششمین نشست علوم انسانی اسلامی با هم‌اندیشی اعضای هیئت علمی گروه ادیان و  گروه كلام و فلسفه دین موسسه در اطاق جلسات گروه ادیان برگزار شد و حجت الاسلام و المسلمین دكتر مرتضی صانعی موضوع خود را با عنوان "رویكرد مطلوب مطالعه ادیان در راستای اسلامی سازی علوم انسانی" ارائه کرد.

 مشروح سخنان حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی صانعی عضو هیأت علمی گروه ادیان موسسه

بسم الله الرحمن الرحیم

 قبل از شروع سخن بابت حضور گرم اساتید گرانقدر و اعضای محترم هیأت علمی گروه ادیان و همچنین اعضای محترم هیأت علمی گروه کلام و فلسفه دین موسسه کمال تشکر و سپاس را دارم.

 مباحثی که در این جلسه مطرح خواهم کرد، در واقع تأملاتی است که به مناسب بحث اسلامی سازی علوم انسانی در موسسه داشته ام. در این موضوع آنچه مهم است بررسی نسبت گروه ادیان با مباحث اسلامی سازی علوم است. جهت بررسی این نسبت به نظرم آمد در خصوص مطالعات ادیان و رویکردهای موجود در آن قدری گفتگو داشته باشیم.

 در بحث امروز بنده به سه اصطلاح اشاره می کنم: یک اصطلاح «ادیان» یا همان «Religions» است. یك اصطلاح «مطالعات ادیان» یا «Studies of Religions» است و یك اصطلاح هم «علم الادیان» یا «Sience of Religions» است.

 خب «ادیان» یک واقعیت خارجی است که به عنوان پدیده هایی وجود دارند. قطع نظر از حقانیت یا عدم حقانیت هر یک از ادیان که پیروان آنها مدعی آن هستند، بعنوان یک واقعیت خارجی ناگزیر به مواجهه با ادیان هستیم.

 «مطالعات ادیان» هم اصطلاحی است که تاریخ آن به قدمت عمر بشر است. یعنی از زمانی که در جهان ادیان ظهور کرده است بشر بدنبال مطالعه پیرامون آن بوده است. كار مطالعات ادیان توسط جویندگان آن همواره با رویكردهای مختلف وجود داشته و همچنان هم وجود دارد.

 اما «علم الادیان» در قرن 19 به صورت یك اصطلاح و دانش بعنوان «Science of religions» شكل گرفت.

 گرچه در مبحث مطالعات تطبیقی ادیان میان اسلام و مسیحیت در باب پیشینه آن بحث است؛ به این معنا که مسیحیان آن را به سفرنامه مارکوپولو ربط می دهند و مسلمانان مدعی هستند که پیش از مارکوپولو، این ابوریحان بیرونی بوده که کتاب «تحقیق ماللهند» را نوشت و کار تطبیقی بین الادیانی را عرضه کرده است؛ لیکن بصورت آکادمی و براساس نگرش ماتریالیستی و رویکرد اومانیستی و روش شهودی تجربی پس از رنسانس و به طور مشخص در دوره روشنگری «علم الادیان» در غرب شکل گرفته و حوزه مطالعات سنتی ادیان را  تحت الشعاع خود قرار داده است.

 جهان غرب در دوره معاصر با تغییر در نگرش، رویكرد و روش خود ضمن نهادینه کردن اندیشه سکولاری به تولید علوم انسانی اقدام و آن را به جهان عرضه کرد. خب در این میان علم الادیان هم ناظر به همان نگرش و رویكرد و روش شكل گرفته است. و از این تاریخ ما شاهد علم الادیان هستیم. البته در این زمینه، بعضی از پژوهشگران بجای علم الادیان، دانش تطبیقی ادیان، یا دین پژوهی تطبیقی، یا دین شناسی تطبیقی را بكار برده اند که جای بحث و گفتگو دارد. به نظرم كتاب شارپ با عنوان "تاریخچه دین شناسی تطبیقی" در واقع از جنس «علم الادیان» است.

 وقتی علم ادیان شكل گرفت، غربیها در طبقه بندی علوم، این علم را  جزء شاخه‌های علوم اجتماعی محسوب کردند. تلقی شان هم این بود كه این علم، مشمول قواعد علوم اجتماعی است، خب یك قاعده مهم علوم اجتماعی، قاعده بی طرف بودن است. لذا بیان کردند محققی كه كار مطالعات ادیان می‌كند، باید این قاعده  را رعایت نماید. به خاطر همین مسائل مرتبط با این علم هم مطابق این رویكرد و روش علوم اجتماعی تا امروز میان فلاسفه، جامعه شناسان و مردم شناسان توسعه داشته است.

 در این میان تاكید روی قید "تطبیقی" در رویكرد جدید به مطالعات ادیان در خلال پژوهشهای غربی، نشان می دهد که عمده بحث این علم روی رویکرد تطبیقی متمرکز است.

دلیلش این است كه در دوره معاصر غربی ها در خصوص مطالعات ادیان بدنبال ادیان شرق رفتند و احساس كردند كه ادیان شرق یك میراث بشری است و نباید صرفاً سراغ ادیان مدیترانه ای رفت از این رو رفتند سراغ مطالعات ادیان تطبیقی.

 جناب مكس مولر که ویراستار 50 جلد از متون ادیان شرقی است، مشخصاً سراغ متون مقدس ادیان رفت. چنانچه اولین كرسی‌های علم الادیان نیز در ژنو در سال 1873 در هلند، آلمان، بروكسل، تا الان كتاب‌هایی در حوزه علم الادیان نوشته شده است.

 به نظر می رسد پژوهشگران ادیانی در قدم اول باید روی این دانش جدید یعنی علم الادیان کار خود را شروع کنند. به این معنا که مبانی، اصول، اهداف و روش های علم الادیان را بررسی کنند.

 البته ممکن است کسی بگوید ما علم الادیان نداریم و آنچه در غرب مطرح است همان دین شناسی تطبیقی است. خب این هم جای بحث دارد و دقیقاً باید اصطلاحات علم الادیان، مطالعات تطبیقی ادیان، دین شناسی تطبیقی مطالعه و بررسی شود.

 البته مایلم اساتید گرانقدر را به یک نکته مهم توجه دهم که ظاهراً در فضای ایران چیزی بنام علم الادیان مطرح نبوده است و فقط مطالعات تطبیقی ادیان مورد نظر بوده و ما هم در موسسه عمده کارهایمان رویکرد تطبیقی و مقایسه ای بوده است.

 اما باید توجه داشته باشیم که در  ایران چند رویکرد در مطالعات ادیان مطرح بوده است. یک رویکرد تقریبی بوده که برخی از مراکز علمی در قم این رویکرد  را به صورت غالب دنبال کرده اند. یک رویکرد هم انتقادی و تخریبی بوده که برخی مجموعه های وابسته به حوزه این رویکرد را دنبال کرده که البته با گذشت زمان قدری تعدیل شده است و یک رویکرد هم رویکرد تطبیقی و مقایسه ای به منظور شناسایی اشتراکات و افتراقات بین الادیان و بهره مندی از آن، جهت فهم بهتر آموزه های دین خودمان و هم چنین نشان دادن برتری اسلام بوده است که به نظرم این رویکرد رویکرد موسسه امام خمینی (ره) بوده است.

 در میان رویکردهایی که بیان شد به نظر می رسد رویکرد مناسب در مطالعات ادیان همان رویکرد تطبیقی و مقایسه ای باشد و باید در کنار آن، رویکرد دیالوگ و گفتگوی بین الادیان را جدی تر دنبال کرد.

 دلیل بنده بر رویکرد دیالوگی در کنار رویکرد تطبیقی و مقایسه ای، در واقع فضای حاکم بر جوامع علمی است که مورد توجه ادیان بویژه مسیحیت بوده به گونه ای که مسیحیت امروزه به شدت از این فضا استفاده می کند و پس از شورای واتیکانی دوم تلاش کرده است که با تمام ادیان گفتگو داشته باشد.

 حتی حوزه تبشیری مسیحیت هم تلاش کرده است با رویکرد تبشیر دیالوگی از فضای گفتمانی موجود جهت فعالیت تبشیری خود بهره ببرد.

 اساتید گرانقدر و پژوهشگران گرامی را برای شناخت دقیق تبشیر دیالوگی ارجاع می دهم به کتاب «تبشیر شناسی» خودم که اخیراً انتشارات موسسه چاپ کرده است. البته مقاله ای نیز با این عنوان از حقیر در مجله علمی پژوهشی «کلام اسلامی» شماره 117 چاپ شده است.

 

کانال روابط عمومی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) را در پیام‌رسان‌های ایتا، سروش، بله و روبیکا دنبال فرمایید:
 ایتا
 https://eitaa.com/iki_ac_ir
 سروش
 https://splus.ir/iki_ac_ir
 بله
 https://ble.ir/iki_ac_ir
 روبیکا
 https://rubika.ir/iki_ac_ir